BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 323

Page 323

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 323 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۳۱۰) ذکر غلبه نمودن رومیان بشهر حلب حجریه عیسوی لشکر خود در شهر غار روان عکسی احوال او نمیدانست انهارا از هر شهر جمع کرده همراه شان میرفت تاگاه پتا رسیدار وقت رسیدن مردمان خبر دار شدند شهر حلب دافرا گرفت سیف الدوله این واقعه بخبر بود چون سیف الدوله و اینبنے نعمت جمع آوری عسکر و اسبابنے دخود با کسانی که همراه او بودند بمقاتله شان بیرون شد مقابل اخته که طاقت نیاورده اکثرشان کشته شدند چنانکه از اولاد داود بن علی کسانیکه نماند همه کشته شدند سیف الدوله با نفری اندک شکست خورده دستو بدا رسیف الدوله که خارج شهر بود در این واقعه میکوشند مظفر یافت اینس سیف الدوله که عبارت از سه صد برده از دراهم و هزار چهار صد استر و از قراین اسلحه که بشمار نمی آمد گرفت و دار را خراب کرد انچه موجود بود مالک شده شهر را محاصره کرداهل شهر بآوی مقابله میکردند رومیان بوار شهر را رخنه کردند در ان رخنه با اهل شهر مجنگیدند مردمان حلب بسیاری از رومیان درین رخنه بقتل رسانیدند چنانچه آنها د لخو خنده در کردند چون شام شد طریقی از مقاتله ایستادند اهل حلب تاریکی شب رخنه را تعمیر کردند چون رومیان پر گلیفت شهر را دیدند بسوی کوه جوشن که نزدیک شهر بود پس رفتند از قضای الهی شبانیکه مسلمان بی برج و باره شهر ایستاده حراست میکردند اهل سمط که مردم اوباش بودند قصد مترلهای مردم کاروانسراهای تجار را نمودند بنای غارت گذاشتند چون مسلمانان سربر جهادیدند سود شهر را گذاشته خود را بنجانه های دررسان چون مسیان اینواقعه را شنیدند انکوه فرود آمده بدیوار شهر بلاستند کسی را ندیدند بدو فرو آمده دروازه های شهر را کشانده داخل شهر شدند که خفته هنوز مردمان بریا بود کسی که یافتند کشتند خلاصه اینکه تا زمان مانده شدن شر را گذاشتان بزن و اشد و شهر حلب را در چهار صد اسیر از رومیان بود همه را رها کردند انها بسلاح گر و ضه رومان را می کشتند ده هزار پسر و دختر را اسیر کردند انچه را که به تعریف نمیگنجد غنیمت کردند انچه را که رومیان باین بار غنیمت بر داشته نمیتوانستند دستن محکم سوختند با مسجدها را نیز سوختند بعد از ان الى پل نهرامان اونیک سه هزار دختر و پسر و مالی بایسریان نمود که مسلمانان تا وید کنند و او قبول کرده از ایشان بانز کرده دیر العقاب مکردند ایشانرا چنانچه ذکر نمودیم مالک گردید عده عسکرمان دو و صد هزار مرد بودند که از انجلوسی هزار جوشن بپوش سی هزار نفری استحکام جنز ویران کردن ضلاع نمودن راه از برف غیره بود و باوی چهار هزار استرک مشک للحدید بار داشتند چون رومیان داخل شهر شدند مردمان شهر بقلعه درون شهر پناه بردند بر کس که داخل ان حصار شدنی بکار نمیاندند ولی باقی برد دستنخ زدند شهر اقامه نمودم که در همراه اینه غنیمت و نماز نزه جواهر راد با دش روم که همراه او بود گفت تا بشهر متصرف آمده نجی کیست که ما را دفع کند یحب الاستدال کو دوستی گفت خیر اکباک در زه بیغور فایل شدیم چنانچه غنیمت قبل ذخایر احتراق مودم اسیر با خود را خلاص کردیم اشیائی را ادراک داریم که مثل شی دیده نشده بعد بود و این حه فایده دارد خلاصه کلام دربین شان دو و بدل شد تا اینکه د ستق می گفت در وای شهر فاتح می همراه کن من همراه لشکری میوه بعد ازان بشهر اقامت میکنم هرازداده ملک کنت آمده بطرف قلعه قدم جاده د حالیکه شمشیر بر سپر بدست گرفته در میان بصف های مجادله چون نزدیک بقلعه رسید از سر قلعه سنگ جاب آمد چشم شد بر سر روم رسیده کشته گردید ماهی داد هرا بر داشته محمو ست آورند چون دستق دیدا کشندید اسیرین مسلمانان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 323. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/323 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/323
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record