BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 316

Page 316

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 316 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی ( ۳۰۳ ) حرب بین مسلمانان و رومیان برون حجر اسود شریف سال سه صد سئی نه بود و ابوطاهر لعین بمرض آکله گرفتار شد تا اینکه گوشت و پوست جسدش او همراه کریان می ریخت مدتی باین عذاب گرفتار بوده مرد به بدترین مردنی و لعذاب الاخرة اشد و ابقی و قصه شانرا در حجه قصه های کفار ذکر کردیم زیرا که ایشان بد ترین کافر هند اگر چه ادعای اسلام دارند چرا که ایشان مباح می شمرند خون مسلمانان را و جمیع اهل اسلام را کافر میدانند از عقاید فاسده که کفر ایشانست آنکه نماز دو رکعت است قبل از طلوع فتاب و دو رکعت بعد از غروب آن دیگر فرض نیست دیگر انکه شیره خرما حرام است و شرب حلال و غسل جنابت نیست مکر وضو و دیگر انکه محمد بن حنیفه پیغمبر خداست بعد از محمد صلی الله علیه و سلم و غیر این عقاید فاسده دارند که ذکر آن موجب تطویل است و شوکت قرامطه تا به سنه سیصد هفتاد و هشت باقی بود بعد از ان نام شان از صفحه روزگار برداشته شد فقطع دابر القوم الذين ظلموا والحمد لله رب العالمين - تنبیه بذکر الله مجر اسود شریف ظاهر است که ازان بارها جدت و بروی وی چسبیده است و نزد اکثر مردم سبب شکستن دیدن قرامطه است حجر را ولکن این چنین نیست بلکه سبب شکستن انست چنانچه ذکر کرده است آنرا سنجاری در تاریخ مکه معظمه که در سنه چهار صد و چهار دوازدهم جمعه بود که داخل شد در حرم شریف مرد سرخ رنگی از دست چپش یکی دست شی شمشیری بود برهنه و در دست دیگر کرزی از اهن بعد از فراغ امام از نماز جمعه پیش آمد به نزد حجر اسود و آنرا زد بگرز آهنین و گفت تا کی پرستیده میشود این سنگ محمد صل الله علیه وسلم و علی کرم آید و هیچکس منع کند مرا صاحب خانه که من اراده آن را دارم اکثر حاضرین زان ترسیدند یمنی است ابن حسین که بگرز و برخواست مردی آنرا بخنجر زد و کشت مردم آنرا ریزه و پاره پاره کرده سوختند پس از تاثیر آن ضربت چند ریزه از حجر شریف جدا شد آن ریزه ها را امیر مکه معظمه خیبر دم خرم محترم بالاک بر روی حجر شریف چسبانیدند و اثر آن تا بحال باقی مانده است نیز میکردیم بسوی فتوحات خدا او بودیم در سنه سه صد نوزده غزا کرد شال الی طرسوس شهر روم را تجاوز کرد وریار اجنان سرا ایشان بر ف بسیاری بارید کیا سینه اسب میرسید ایشان را جماعت بسیاری از روم تصادف کرد خدایتعالی نصرت داد لشکر اسلام را برومیان از رومیان ششصد نفر را کشتند و سه هزار کش را سیر غنیمت کردند از زر و نقره و ابریشم و باقی امتعه های بسیار بغنیمت گرفتند شال الی طرسوس پس آمد در اقلیم در شهرهای صنایفه روم را جماعه بسیار از سواره دنیا تا بمقده رسید پیش از آمدن شال در آنجا بسیاری مردم از رومیان جمع شده بودند چون خبر آمدن شمال را شنیدند گریختند مسلمانان مجبور به داخل شدند در ان شهر طعامها در متاعهای بسیار یافتند

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 316. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/316 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/316
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record