BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 315

Page 315

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 315 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۳۰۲) حزب بیستم سالهای دو صد نگی شانرا گرفته کشتند در سنه سیصد و هفده مقتدر بالله معزول با برادر او قاهر بالله بیعت کرده شد باز پس از دو روز مقتدر به خلافت نشست قاهر بالله مخلوع شد چون درین ایام فتنه بسیار شد و ارکان خلافت سست شد عماجر آمدند اهالی ثغور جزیره که ملطیه و آمد و ارذن و غیر ها باشد از مدافعه نصاری دم عزم کردند که تسلیم شوند وفاء کنند پادشاه روم را کسا را جیه استغاثه در بغداد به نزد خلیفه فرستادند که کمک دهد ایشان را از طرف خلیفه معاونت ندیدند مرجعت نموده همراه پادشاه روم مصالحه کرده شهرهای خود را تسلیم رومیان کردند و در همین سال شد واقعه غائله قرمطه ملاعنه وقرامطه طائفه است از شیعه و آن چنان بود که رئیس شان دشمن خدا تعالی و رسول علیه السلام ابو طاهر قراطی علیه اللعنه با نفری بسیاری در همین سال داخل مکه معظمه شد ظاهر نمودند که ما بان بقصد حج آمدیم در حقیقت بقصد کشتن حجاج آمده بودند چون روز هشتم ذی حجه شد حاجیان را کشتند و مالهای شان را غارت کردند انکه در حرم محترم کسی زنده باقی ماند حجر اسود شریف کنده بپیشان را برد فرستادند بهر که وطن شان بود و آن ناحیه است از عراق عرب در می خواند کعبه را کند کسی را بر بام کعبه معظمه جهت کندن نا ودان که آن از طلا بود بالا کرده تا آنرا از جبل او تیغه بیندازد قتاد و مرد دیگری را بالا کرد بکس از بام کعبه معظمه نیز بر افتاد چنانکه مغز سر او بیرون شد مرد بعد ازان کسی دیگر جردت نکرد که بر بام کعبه معظمه بر آید بعد شهدا و مظلومین که مقتل رسیدند نفر بسیازی محترم نفر بودند و همچنین از زنها و کودکان که اسیر کرده بودند بی شمار کشته این مصیبتی که اهل اسلام را رسیم این چنین مصیبت را اهل اسلام ندیده بودند خود آن لعین کفر باستو را در شمشیر بدست در خرامان کعبه شده اسب خود را بطرف خوانه مکرمه تاخت جهت شاده کرد ب خرد مرصع به کردنا بنا که در این بول و سرگین انداخت و چاه زمزم را از سهر شهیدان پر کرد و قصه ناک تفصیل در کتب تواریخ بسطوم مقابله کرد براقتر مطلع ملاعنه خلفای بنی العباس در ان وقایع بسیار آنرا گرته بطول می انجامد ابتداء ظهور قرامطه سنه ۲۷۸ و دوصد هفتاد و هشت و اگر چه خود را اهل اسلامی شمرند و در کفروظی شکی نیست از طایفه مردم ا دعوت میکردند به بیعت مهدی منتظر و گمان میکردند که مهدی محمد بن عبد الله بن محمد بن اسمعیل بن جعفر صادق است و سخن شان دروغ و باطل است این اثر در کامل میفرماید که نبود انرا برای محسن اسمعیل پسری که هم او عبد سه با در حجر اسود شریف در نزدشان در مجر مدت بیست و سال اند و اراده کردند قرامطه نقل دادن حج را بسوی حجر چون نا امید شدند باز بردند حجر اسود شریف را کعبه معظمه و نصب کندند آنرا انبعی الرومین براند که حجر اسود شریف را خلیفه مظفر بالله از ایشان گرفت به پشگاه دراهم پس در همین پس

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 315. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/315 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/315
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record