BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 305

Page 305

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 305 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۲۹۳) مقاتله بر آباد شکر لگیان و از ظلم شان بار حجا بر خود شکایت مینمود و مثل اینوقعه بسیار بود و کلانتر ازین که ما بیان کردیم نیست که مسعودی گفته است که امیر لشکریان عالی زنگ مجدی سید که بهزار زنهای اولاد امام حسن و امام حسین و اولاد حضرت عباس و بنی هاشم و قریش و باقی عرب و اولاد دیگر مردمان دخترهایشان بدو درهم و بسه درهم فروخته میگردید و بکارها مانده میشد به نسبتی آن که میگفتند این فلانه صلوحترست و ختر فلان فلانی قبیله و هر زنگی از اینهاده و بیست و سی اشت که بطریق کنیزی آنها را نگاه میداشتند و خدمت زنهما زنگیان را می نمودند چنانچه خدمت بی بی هارا کسی نماید کنیزی از اولاد امام حسن پسر حضرت علی ابن ابیطالب رضی الله تعالی عنها که به نزد زنگی مجد مست بود استغاثه نمود به حاکم زنگیان که مرا از نزد این زنگی نقل بدهید یا مرا از نزد این آزاد نمائید که مبادا پسر من جور می نماید حاکم در جواب آن زن گفت که همان زنگی مولای تست و از دیگر زنگی آن اولاد نر است بعد مسعودی گفته است که مردمان در خصوص کشته گارین سالها سجند قسم تکلم کرده اند بعضی زیاده گفته اند و بعضی کمتر گفته اند آنان که زیاده تر گفته اند میگویند که اینقدر مردمان درین سنوات فانی گردیده اند که بشمار و حساب نمی آید بغیر از خدا دیگر کسی بعلم آن احاطه ندارد بسیاری شهر ها را فتح نمودند و اهالی امرا از بیخ کندند و آنها که حکم کمتر میکنند میگویند تجا و ز دو خلق درین سالها خالی گردیده و جلال الدین سیوطی در تاریخ الخلفا میگوید که چون این خبیث ملعون کشته گردید سردی را بسریزه آورده در بغداد اقل نمودند شهر را مزین کرده چراغان نمودند و مردمان بآواز بلند در حق خلیفه موفق طلحه دعاها می نمودند و شاعر آن مدح خلیفه را ایضا لازم گرفتند و آن روز که سردی را آوردند هم روزی از روزها شادمانی بود و مردمان شهر ها سابق که رفته بودند مراجعت کردند و شهرهای بسیار بود مثل واسط و بصره و غیره و خلاصه کلام آنکه قضیه زنگیان مصیبت عظیمی بر مسلمانان در زمانه ها گذشته بوده است اینجا کوتاه بیان کردیم اگر تفصیل واقعه ها و جنگهای این قصده را کسی خواسته باشد در تواریخ بزرگ مطالعه نماید و الله سبحانه و تعالی اعلم. بیان مالک شدن پادشاه روم شهر لولوه را در سنه دو صد و شصت و سه صقلیان قلعه لؤلؤه را بدرومیان تسلیم کردند و دین تا این زمان بتصرف مسلمانان بود و سبب تسلیم کردن شان این بود که احمد بن طولون پیش از ولایت هر بنای قرار انبشهر طرسوس مانده بود بعد که در شهرستان مصر و سنه پنجاه و پنج والی گردید از خلیفه درخواست کرد که وی را به شهر طرسوس تصرف بدهند

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 305. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/305 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/305
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record