BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 304

Page 304

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 304 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (291) مقاله پنجم در پادشاهان عجم سنه دو صد و پنجاه شش الی سنه دو صد هفتاد که رئیس زنگیان کشته گردید و صولی ذکر کرده که پانزده لک مسلمان اکشتنے بیکروز در شهر بصره سه لک مسلمان کشت چون امر پادشاه زنگ قوت گرفت مباشر قتال آن رئیس لشکرهای مخالفین با ایشان موفق طلحه پسر متوکل که برادر خلیفه معتمد علی الله پسر متوکل بود در یسار یس بعض لشکرا پسری ابو العباس احمد بود که بعد از معتمد علی الله خلیفه گردید و لقب وی معتضد بود - و مسعودی در کتاب تاریخ خود بنام مروج الذهب گفته که موفق محاربه زنگیان در شهر صفر سنه دو صد و هفتاد و هفت مشخص گردید و خلیفه موفق پسر خود ابو العباس او در شهر ربیع الاخر بشهر کشی پیش عمود مرزی از رئیسیان پادشاه زنگ که وی را شعرانی میگفتند در جمع بسیار زنگیان قلعه بند گردید - ابو العباس پسر موفق آن موضع را فتح نمود و تمامی انچه در وی مال و متاع بود غنیمت گرفت بعد بسیار جاید را فتح نمود و زنگیان که دران موضع بودند قتل نمود و موفق بطرف اہواز رفت انچه خرابی که زنگیان در انجا کرده بودند اصلاح نمود و بعده اسیری بصره امد همیشه با پادشاه زنگ نزول مینمود تا پادشاه زنگ کشت مدت زمان پادشاه زنگ چهارده سال و چهار ماه بوده ربیع آن هرد و زنگها و نزد مادر رکشت وی سوختند و خرابی مینمود در یک واقعه به بصره آمده سه لک زنم کشت و مهلبی از رئیسان پادشاه زنگ بعد از همین واقعه به بصره مبری نصب نمود و نماز جمعه مردمان میخواند و بر جان منبر خطبه میخواند و بحق پادشاه زنگی دعا میکرد و بی العباس و بسیاری صحابه با الغو میکرد باقی ماندگان اہل بصره اجتماع کردند واراد کردند که پسر مهلبی خروج کنند تا وی را بکشند و با اراده شان واقف گردید و شمشیر بدیشان نهاد نفری مقتول و نفری غرق و نفری سلامت نجات یافت بسیار مردمان در سوراغ و جاها پنهان گردیدند در شب بیرون گردیده سکها را میکشتند خون و موشها و گربه ها میخورند تا اینکه اینها نیز خلاص شد بعد ازان هر یک از ایشان که می میخوردند و آب شیرین هم نمی یافتند مخوردند - قصه میکنند که نفری بهر وزن گربه منازعه مینمود که خواہر ان زن در نزد آن زن بگریود مردمان انکاری بردند و بمیرد و گوشت او را میخورند آن زن میگفت هنوز مرده بود که مالیش استخوای او را پاره پاره نمودیم و خوردم خواہر آن زن حاضر شده آند کریه مینمود از خوان آن کله باقی مانده بود بوی گفت چرا کریه میکنی گفت چرا کریه نکنم که مردم بر خواه من جمع گردیده نماندند که خوب نفس وی بیرون شود تا اینکه او را قطعه قطعه نمودند بحق من ظلم کردند که از گوشت وی بمن چیزی نگذاشتند که بخورم مکر سر آن همین

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 304. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/304 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/304
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record