Machine transcription
فتوحات اسلامی (۲۵۴) ذکر غزوه کشش
بغزای جزیره صقلیه رفت و غنایم و سبا یا گرفت و در سنه سی شش سفاح وفات شد و برادم
منصور خلیفه شد و در سنه سی هفت با مسلم خراسانی کشته شد و ایالت خراسان بخالد بن ابراهیم
ذهلی مفوض گردید و در سنه یکصدوسی هشت قسطنطین ملک روم بطرف بلاد اسلام خروج کرده در
ملطیه آمد و بقهر و غلبه متصرف شد و قتل و تاراج نموده دیوار ملطیه را ویران کرد و مقاتله ذراری
ملطیه را عفو فرمود منصور عباس بن محمد بن علی بن عبدالله عباس که برادر شوهر و با صالح بن علی هشم
بن علی بمصاحبت جیش عظیمی بملطیه فرستاد ایشان ملطیه رسید و غزوه با را آباد کردند و شهر ملطیه را
بحالت اصلی رسانیدند بعده در سنه یکصد و سی نه از در ضعیف بتعز روم رفتند و در ارض روم
داخل شدند و ام عیسی بن لبابه که خوهران صالح بودند درین غزوه همراه داشتند زیرا که با خود نذر کرده
بودند که اگر مملکت بنی امیه زایل کردد فی سبیل الله مجاهده میکنیم و نیز جعفر بن حنظله از درب
ملطیه بغزا رو م رفت و یکصد نیسان مین حصور و مادیه دم ندیه را که صفو اسیرین قالیقلا و غیره ها
از دست روم خلاصی بخشید و قالیقلا را بناء و تعمیر فرمود و انراج سرامساکن شان دعوت داد
و لشکر عظیمی از اهل جزیره بحمایت و حفاظت قالیقلا تعیین نموده مقیم گردانید و بعد ازین بار و میان
محل حرب واقع نشد تا سنه یکصد و چهل و شش زیرا که منصور مشغول بود بفتنه ها که واقع شده بو
و بنی ابراهیم بن حسن مثنی بن حسن بن علی بن ابیطالب خرمت یافت بر ایجاد کفار و بعضی گویند حسن
بن قحطبه با عبدالوها بن ابراهیم امام در سنه چهل تغز روم رفت و قسطنطین ملک روم با صد هزار
کس بمقابله ایشان بر آمد چون به متحان رسید کثرت مسلمانان مشاهده کرده نادم شد بتهران
و بعد ازین دیگر غزوه واقع نشد تا بیچهل و شش و لکن در مدت انقاد محار باسیا در وحرمان
بوقوع آمد و دور است که بیان شود - و در سنه یکصد شش نه عبدالرحمن بن معاویه بن هشام
بن عبدالملک باندلس رفته و متملک شد آنرا و اندلس از ولایت تصرف بنی العباس بر آمد و قصه ملیک
عبدالرحمن بر اندلس را طولانی است تلخیصش این بود که چون دولت عباسیه برپا از بنی امیه
هرکس دست ایشان می افتاد می شتند و از آفاق باطراف بنی امیه را تجسس مینمودند عبدالرحمن
مذکور از خوف عباسیه پنهان شد میرفت تا باندلس رسید و در آنجا از عمال بنی امیه موالی نشان
بسیار بودند و اعانت کردند او را تا بعد از محاربا و مقاتلات شدید اندلس را از دست
عمال بنی عباس انتزاع کرده استقلال یافت ملک اندلس بعد از و بلی ولاد او اندلس مالک شدنی
و دخول و تصرف وی به اندلس در زمان منصور خلیفه عباسی بود و منصور از معامله او تعجب میکرد دام
صقر قریش می نامید و زحمت میکشید که اندلس را از تصرف او بیرون کند لکن نیافت و اندردین با
سخن در اثبات قصه را بطولته بر کتاب تاریخ اندلس مخلص از فتح اطیب نقل نمودیم و چون کار
سلطنتش قرار یافت و دولتش محکم شد از بعض معاندین خود شنید که در خفیه میگفت که این کشوری
حذف خلیفه ثانی مین نماید
و اینجا در حق احمد مقبتبی معمر شد
از انجه که چون ملوک بنی امیه و اعده
جهاد را حدمان یعنی قریش در عهده
عقده میدانند حقا قریش و این
از فائده غزوه بماندگان ناامیدند
سبحان اللہ عجیب حکمی
ار محمد نا ۔
قریش کان کہ در بنجا غز و بنش نام
میگویند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
