Machine transcription
فتوحات اسلامی (۲۲۶) ذکر غزوه صغد
آخوند پرسید ستاد شخصی را که سوال کند از ایشان که کدام در را خواهش دارید که جهته شما خالی کنیم تو سو
کنید جهته خالی نمودن جزیه بر ایشان چهل وزه حملت را بمعنی گفته اند بیست روزه ایشان
این امر را قبول نموده شعیب و عصام بن عبدالر مابلی را خواهش کردند شعیب مذکور بر ایشان گفت که
تا مدت مذکور نگذرد و شما داخل نشوید بر مایان حتی جوار و معاونت ندارید و اگر پیش از داخل شدن
شما در آنجا پیش شد بر ما حق معاونت ندارید قبول نموده قصد دخول شعب انمودند امیر از این اسر
خبر شدی جر شیعه شتابی کرده پیش از دخول شان بشعب همراه شان مقاتله نمود اهل صغد خندق راحفر
نموده از خاک خاشاک پوشیده بودند که اگر مسلمانان اراده محاربه شانرا داشته باشند در این خیابان
افتاده هلاک شوند بعد از آن رو بمحاربه نمودند چون شعیب فخرو ند راه را گم کرده از قضای خداوند عی
جل شانه در ان خندق در افتادند بعد از ان مسلمانان ایشانرا محاصره نموده منجنیق در اطراف شان
ایستاده کردند درین حین اهل صغد از ملک فرغانه مدد طلبیدند او بجواب شان گفت که معاونت من
مشروط بگذشتن مدت مذکور است پیش از گذشتن مدت از من معاونت طلب نکنید چون ناامید
شدند مطالبه صلح را از امیر مسلمانان نمودند بر اینکه اسیرهای مسلمانان را رها کنند و خراج که مقررشان
بدهند و بخشنده کسی از ایشان رفت و آمد نکنند و جور و جفا دل نکنند کسی او اگر این کارها از ایشان
صادر شود ریختن خون شان حلال باشد امیر مسلمانان صلح را قبول نمود و گروه از خجنده برآمده در سمر
داخل شدند چون جهبر رسیده بود به حرشی که ایشان یکهزار اسیران مسلمانان کشته بودند قاتل آنرا
معلوم کرده قصاص نمود پس از ان بعضی از روسا ترسیده بالخری خود عهد را شکست و بسوی مسلمانان
آوردند بعضی از مسلمانانرا به شهادت رسانیده داخل عسکر شدند و صف عسکر را برکند ساخته شترت
با به ثابت بن عثمان سید ثابت آنرا بقتل رسانید و اهل صغد یکصد و پنجاه نفر پیر را که از مسلمانان
در نزدشان بود بقتل رسانیدند چون امیر ازین امر خبر شد فرمود تا تجار را از صغد بیرون نموده
تمامی اہل صغد را بقتل رسانیدند و اہل صغد سه ہزار کس بودند و بروایت دیگر هفت هزار کس بودند
همراه شان اسباب جنگ بنمود فقط بچوب مقاتله میکردند تا رجال شان مقتول داواد و اموال شان
غنیمت مسلمانان شد و گرفتند از مال ایشان چیز یرا که خواهش داشتند امیر مسلمانان فتح صغد را
بسوی یزید بن عبدالملک فرستاد ولشکری اندک را بسوی قلعه که گرداگرد آن وادی مغد بود فرستاد
چون مقدار یک فرسنگ رفتند بآن قلعه رسیدند مقاتله نموده ایشانرا شکست داده ایشانرا
محاصره نمودند چون ناچار شدند طالب صلح گردیدند به اینطریق که عیال واولاد شان بامان باشند قلیه
تسلیم نمایند امیر این امر را قبول فرموده بسوی قلعه جهته قبض نمودن اموال نفری فرستاده ایشانرا
قبض نموده تقسیم نمودند پس حرشی بسوی کش رفته بدون مقاتله مصالحه نمودند بادادن ده هزار سر
نفرین سیار را به قبض کردن بدل المصالحه مامور گردانید چون میرسیدند که در صنف معلمین بسیاری است
سریان این حرف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
