Machine transcription
فتوحات اسلامی (۱۹۴) فتح قالی قلا
سر او را قطع نموده بجان رویه که حجاج عبدالملک فرستاد و عبدالملک سر او را در شام گردانید تا مردمان به بینند بعد بصره برادر خود عبد العزیز ارسال دادا او هم سر او را بگردانید و این وقایع در سال هشتاد و پنج بود.
فتح قالی قلا
در سال هشتاد و یک عبد الملک بن مروان پسر خود عبیده را فرستاد قالی قلا را فتح نمود.
در همین سال جماعتی از دیلم بر قزوین هجوم آوردند و مردمان را بغیر یاد آورده در بادیه بسته گردند و مقابله سخت نمودند مسلمانها ظفر یافتند باینجا که کسی بایشان رهائی نیافت و در همین سال یزید بن مهلب بهمراه شصت سوار در بیابان نتبت به ۵۰۰ سوار ملاقات نمود از ترکمان و مقابله کرده بایشان اکثر آنها را کشت تا ترکمان مغلوب شدند در سال هشتاد و دو مهلب فنات یافت و یزید پسر خود را بر خرهان خلیفه گردانید و حجاج او را بر خلافت او قرار داد. در سنه یزید بن مهلب قلعه تیزک بادغیس را بعد از محاصره و قتال فتح نمود با آنکه آنچه در ان قلعه از اموال و ذخایر بود و از محکم ترین قلعه ها بود و تیزک هر زمان که قلعه را میدید سجده تعظیم بآن قلعه مینمود و در همین سال عبیدة بن عبدالملک بروم غزا نموده – مصیصه را فتح کرده حصاری بنا نمود و سه صد نفر اشخاص دلاور جنگی را در آن قلعه مقرر نمود و قبل ازین مسلمانها در آنجا سکونت نداشتند و مسجدی نیز بنا نمود – در همین سال محمد بن مروان با ارمنیه غزا نموده آنها را شکسته داه و بایشان مصالحه کرد در سال هشتاد و پنج یزید بن مهلب از حجاج مغزول نمود – برادر آن فضل بن مهلب را والی گردانیده ببادغیس غزا نمود – اموال غنیمت بسیار گرفته بمسلمانان قسمت کرد که بهر کدام هشتاد رسید بعد از ان با خرو و شومان غزا نموده و اموال غنیمت گرفته قسمت نمود و فضل مذکور حیت المال نداشت زیرا که هر وقت چیزی پیدا میشد بمسلمانها میداد – در همین سال محمد بن مردان بارمنیه تابستان و زمستان را غزا نمود – در سال هشتاد و شش عبد الملک وفات کرده پسر خود را والی گردانید و او حجاج را در ولایت آن قرار داد و حجاج قتیبه بن مسلم باهلی را بخراسان والی نموده و فضل را معزول گردانید. (باهله از قبیله قیس عیلان بن مضر است) و قتیبه خوارزم و سمرقند و بخارا را فتح نمود زیرا که بعد از فتح اول کا فر شده بودند – برمن رسید که نه مهلب و نه غیر آن رسیده بودند در وقت آمدن خود لشکر را برای غزا مهیا نمود چون بطالقان رسید دهاقین بلخ در نزد او آمدند و همراه او رفتند و نهر بلخ را قطع کردند – پادشاه صغانیان با هدیه ها و کلید های طلا در نزد او آمد او را بشهر خود دعوت نمود و قتیبه بهمراه او رفته مملکت او را تسلیم شد زیرا که ملک اخروان و شومان با جوار خود بدی مینمود و بعد قتیبه بآخرون و شومان که از جمله طخارستان بود رفت
حاشیه
قالی قلا – بشهر
ارز روم
تسمیه اسم این شهر
در تاریخ طبر
قزوین
مشهور است برین آری
بیست و دو شق است
منشعبان بدست
به مضامین دها تیر بخو
اخرون قلعه ایست
در متامین جرجان و خوارزم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
