BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 132

Page 132

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 132 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۱۱۹) بیان تقسیم غنایم بود طولش شصت بے رخ و عرضش نیز شصت ذراع بود که پادشاه برای تفریح روح و شتیا قلب در زمستان که بادهای خزانی بر سر و و ریاحین چمن تار و زیده نابود می نمود سانا و آن یک مجسمه گلستان خوش نمای فصل بهار بود که بالاییش نشسته شرب می آشامیدن و نظاره میکردند و لذت می بردند از نهایت نقش گلهای سیم سبزه زارها و مجاری و میا که در ان بود گویا که در میان بوستان بودند در ان مراط ها رسم نموده بودند و مانند جوی نمگین با نصب کرده بودند در خیش مذهب غیر آن نمگین ها مانند در بود کنار هایش مانند سبزه زار ها برگهای ابریشمی بر شاخسارهای طلا شگوفه های از طلا ونقره و میوه ها از جوهر داشت سعد ابتداً اراده خمس آنرا نمود لیکن برابر نشده برام مردان گفت آیا خوش میقوید و میگذارید از چهار حصه خود ازین قطیف که بفرستم بسوی حضرت عمر رضی الله عنه تا هر رجاه که بخواهد بنهد چوان این کم است بنابران در تقسیم آن مصلحت نمی بینم گفتند بسیار خوب بعد ازان سعد قطیف را بحضور امیرالمومنین عمر رضی الله عنه فرستاد چون خمس غنایم را نزد امیر المومنین آوردند در مواضع لایق تقسیم نمود و در موضوع قطیف استشاره کرد بعضی برای دادند که برا ثلث ذخیره نمای برخی بخود حضرت عمر رضی الله عنه رأی مفویض دادند حضرت علی کرم الله وجهه فرمود که در بین مسلمین تقسیم نمان چرا که اگر باقی باند فردا کسهای استخوان یافت که چیزی ماند شتن مستحق باشد حضرت عمر رضی الله عنه تصدیق نموده فرمود راست گفتی و نصیحت نمودی مرا یا علی لہذا پارچہ پارچہ ساخته تقسیم کرد از انجمله قطعه بحضرت علی کرم الله وجهه رسید ابن اثیر گفته علی کرم الله وجهه حصه خود را به بیست هزار دنیار فروخت در سیرت الحلبیہ نیز بیان شده که به بیست هزار فروخته بودند رسول الله صلی الله علیه و سلم در حین ہجرت بمدینیه منوره از بر سراقہ بن مالک گنانی که اراده تعرض رسول الله صلی الله علیه و سلم نموده بود فرمود چه احوال خواهد بود ترا و قتیکه بپوشی زینت ها کسری را و به بندی کمر بند اور امیان خود و بنهی تاج وی را بر سر خود بنابران و قتیکه آنها را با دگر اموال غنیمت نزد امیرالمومنین عمر رضی الله عنه آو دند سراقہ بن مالک را طلب نموده پوشانید بر او جهان تاج و کمر بند با زوهایی موسها فرادان داشت حضرت عمر رضی الله عنه فرمود بر بند کن بازوهای خود را و تکبیر گوی و شکر کن خدای خود را که آنها را از کسری پسر هرمز که ملقت منم پروردگار مردمان گرفت و بمرد عربی از قبیله مدلج پوشانید و عمر این جملات را بآواز بلند میگفت بعد از ان سراقہ را سوار نموده بشهر مدینه منوره گردش دادند تا که اظهار معجزت رسول اله علی الهام بشود زیرا که اخبار نموده بودند خود حضرت عمر رضی الله عنه هیچ شیشه از مال غنیمت اختیار نکرده این ایت را میخوانم [ زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ] الی اخرايه و میگفت خداوندا

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 132. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/132 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/132
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record