BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 131

Page 131

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 131 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی ( ۱۱۸ ) بیان فتح مدائن باقی را تقسیم کرده شمشیر کسری و نعمان را بخدمت عمر رضی الله عنه فرستاد بر آنکه طایفه عرب این را بشنوند و تاج کسری را مع اسپه اش نیز بحضور حضرت عمر رضی الله عنه ارسال نمود تا مسلمانان به بینند عصمت پسر خالد ضبی به دو نفر مقابل شد که دو مرکب داشتند یکی از یشان را کشت و دیگرش گریخت بر یکی از خران دو صندوق بود ما بین یکی مجسمه اسپی از طلا که زینش نقره و بر لجام و سینه بند و پهلو بندش دانه های یاقوت و زمرد نشانده و بران مردی از نقره مکلل بجواهرت سوار بود در صندوق دیگر مجسمه ناقه از نقره که کفن موش و تنگش از طلا و مرصع بیاقوتها و بر بالایش مردی از جواهر سوار بود و کسری هر دو را بر ستونهای تاج خود می نهاد همچو امتعۀ فراوانی بدست آمد و شخصی اموال فراوان را بقسمت نزد قسمت کننده غنایم آور شخصی قاسم از مشاهدۀ آن متاعبا حیران شده گفت در بین تمام اموالیکه در نزد ماست شیئی که مثل یا قریب به امتعه تو باشد ندیدم آیا از اینجا چیزی گرفته آمز و گفت اگر بیم خداوند نمی بود هرگز مالها را در نزد شما نمی آوردم قاسم غنایم و همرهانش از وی پرسیدند که تو کیستی جلولاء نامیهیست از نواحی بغداد بین آن و قصر شیرین هفت فرسخ فاصله افتاده تکریت شهر مشهورست بین بغداد و موصل موصل شهر کلاه و مشهوریست که باب العراق و کلید خراسان میگویند ۲۱ مجمع ۱۲ گفت قسم بخداوند که هرگز نام خود را نمیگویم تا مرا صفت نکنید بلکه ستایش میکنم خدای خود را و قانعم بثواب او بعد ازان مرد آورنده رفت و یکی تعقیبش را نموده معلوم شد که عامر بن عبدقیس بود سعد از مشاهدۀ اینحال سرت استعال فرمود بخدا وند قسم که این لشکر با صاحب امانت است اگر خداوند توصیف اصحابی را نمی نمود میگفتم که اینها در فضیلت مانند اهل بدرند حقیقتاً خلقتی را از یشان دیدم که گمان نداشتم جابرا بن عبدالله فرموده شبیه کسانیکه غیرا و مستحق عبادت نیست ندیدم و نشنیدم کسی از اهل قادسیه که اراده دنیا را بهمراه اراده آخرت داشته باشد مگر سه نفر را که متهم دانستم بعد ازان کسی را مانند ایشان امین ندیدم آن سه نفر طلحه، و عمرو معدیکرب، و قیس بن مکشوح بودند، چنان منقول است که وقتیکه شمشیر و کمر بند و زبرجد کسری را نزد امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه آوردند فرمود که قومی ادا کردند این را بصاحبان امانت حضرت علی کرم الله وجهه در ان محفل حاضر بوده فرمود یا عمر تو عفت و تقوی کردی۔ لہذا رعیت نیز پرہیزگاری نمودند. چون غنایم جمع کردید سعد بعد از وضع خمس آنرا قسمت کرد در بین مجاهدین که عدۀ شان شصت هزار سوار بود و پیاده در بین شان نبود حصه هر یک سواری دوازده هزار شد بوسهم مشقت سیدگان از خمس غنایم افزود منزلها را نیز تقسیم نموده عیالها را در ان سکنی دادند تا لحین حصول فراغت از امور- جلولاء - حلوان- تکریت- و موصل- در مد این اقامت نموده بعد ازان بجانب کوفه رفتند- سعد از خمس غنایم اشیائیرا بخدمت حضرت عمر رضی الله عنه میفرستاد که عرب ابحیرت اندازد از آنجمله فرش کسری موسوم به قطیف که از شیای عجایب کارس

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 131. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/131 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/131
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record