Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد ثانی (۵۳۶) در سیرت حضرت علی مرتضی رضی الله تعالی
خود نیک گردانیدی حقیقتاً بر آنچه از من میپوشیدی حق تعالی
مرا مطلع گردانید والسلام فضیل بن عیاض گفت بعضی از عمال
عمر عبدالعزیز از مشقت عمل خود بوی شکوه نمودند عمر بوی نوشت
که ای برادر بیدار خوابی اہل دوزخ را دوزخ و خلود ابدی را
را یاد آر و از اینکه از نزد خداوند بر ذمه تو چیزی بگردد ولازم شود
و خاتمه کار تو به ناامیدی کشد خائف باش چون عامل
مکتوب را خواند عاملی خود را واگذاشته زمین را نوردیده تا بر
عمر قدوم آورد گفت چه کار بآمدنت باعث شد گفت مکتوب
خود دل مرا کشیدی ابداً بولایت عودت نمیکنم تا اینکه به
خدای عزوجل ملاقات نمایم چون عمر عبدالعزیز خلیفه گردید
سالم بن عبدالله بن عمر بن الخطاب و محمد بن کعب و در حالیکه
اسیر غمگین و محزون بود داخل شدند یکی ازان دو نفر گفت
گفت مرا پند دهید یکی گفت یا امیر المؤمنین حق تعالی کسی
را بر تو فوقیت نداده بخود رضا مده که یکی از مخلوق خدا از تو مطیع
تر باشد و یا شکر از تو اولی تر عمر چنان گریست که بیهوش
شد چون بهوش آمد گفت بگوی یا ابا خالد رضایتم که
فوق من باشد قسم بخدا که از وی بکمال ترس و حذر دارم و
بکمال امید وارای امید وار و بکمال دوستی محبت و بکمال
شکر گزاری شاکر و بکمال سپاس گزاری حامد این همه
فوق الطاقه من است و هر آینه در عدل و نصفت وزهد
در دنیا و رغبت در آخرت و دوام آن را تا بخداوند ملحق شوم
کوشش نمودم تا همراه بخواست یابندگان بنجات و با فائزین
رستگار شوم بعد از آن گریه کرد تا وی را غشی آمد دیگری
گفت یا امیرالمؤمنین مردمان را سه قسم گردان کلانان را به
منزله پدر و میانه را بمنزله برادر وخوردان را به منزله فرزند
بدان بر پدر خود نیکی و بر برادر صله و بر فرزند مهربانی کن زیاد
مولی عبدالله بن عباس رضی الله عنها گفت یا امیر المؤمنین
مرا از حال شخصی که یکدشمن شدید الخصومه داشته باشد خبر کن گفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
