Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد ثانی (۵۱۸) حسن سیرت عمر بن عبدالعزیز
فاطمه گفت که تو امیرالمؤمنینی اری غاطمه از کجا دارد عمر گفت این احوال ما
در دنیا اند بخبر بادر دوزخ در اخرت بهتر است ابو امیه شخصی غلام عمر بن
عبدالعزیز گفت روزی نزد بی بی خود زوجه عمر رفتم مرا نان عدس
داد گفتم هر روز عدس میخورید با مخصوص من است گفت ای پسر این
طعام مولای تست از وقت که امیرالمؤمنین گردیده و خلافت
باو سپرده شده چون خلیفه گردید از دفن پسر عم خود سلیمان بن
عبدالملک فارغ گردید اسپ ای تازی با زین و لجام مرصع نزد
او حاضر آوردند که سوار شود از سواری امتناع نموده گفت قاطر
من کافیست تمام اسپ هارا بازین و لجام فروخته سپرده بیت المال
کرد و همچنین هر چیزیکه از لوازم خلافت گذاری او بود نفروخته
تحویل بیت المال کرد و حکم پرده ها دیوان خانهای پادشاهی
از هم جدا کرده و فرشهای دیوان خانه را حکم فروش داده
قیمت آن را به بیت المال مسلمانان سپرد عبدلله بن مبارک
چون زاهد میگفتند میفرمود زاهد من نیستم که دنیا مرا ترک زاهد
عمر بن العزیز است که او دنیا را ترک کرده و دنیا نزد او می اید آب
شیرین را وقتیکه از طلا که از آب اور است سوال میکردند
میگفت انهار امام مهدی یعنی عصر پسر عبدالعزیز منع فرموده
مسلمہ پسر عبدالملک گفت در وقت بیماری عمر بن عبدالعزیز بعیادت او
حاضر شدم ویرا به پیراهن چرکین دیدم بخواهر خود فاطمه گفتم چرا
پیراهن امیرالمؤمنین را نمی شوئی مرتبه دیگر رفتم دیدم که همان
پیراهن بر جسد اوست ناشسته بخواهر خود عتاب نمودم که چرا
پیراهن او را نشستی گفت ای برادر قسم بخدا که امیرالمؤمنین را
غیر ازین دیگر پیراهن نیست قیس بن جبیر فرمود که عمر عبدالعزیز
در بنی امیه مثل مومن ال فرعون است میمون پسر مهران
گفت خداوند مردمان را هر وقت به بنی امیه نمیخواری کرده و ان
مردمان را به عمر عبدالعزیز غمخواری بر حشین قصاب گفت در خلافت
او گرگی را در صحرا دیدم که با گوسفندان یکجا بودند گفتم سبحان الله
گرگ با گوسفندان غرض دار نیست چوپان شنیده گفت از وقتیکه
این
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
