BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 1106

Page 1106

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 1106 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی جلد ثانی (۵۱۳) حسن سیرت حضرت علی کرم الله وجهه در هم جواد یک در هم حق نیست آن متجر شده گفت الان راضی شدم از سخنان دئی اینکه میگفت اول فایده که صاحب علم از برکت علم خود می بیند اینست که نام مردمان مددگار او میشوند در دفع نمودن مردمان نادان را اما شجاعت وی پیش شدن او بجنگ عمر و بن ودّ که در پهلوانی و دلاوری مشهور زمانه بود به شجاعت وی دلیل کافیست ـ ابن اسحق روایت کرده که عمر و بن ود روزی جنگ خندق بمبارزه بیرون شد مبارز خواست آواز کرد که کسی هست که بجنگ من بیرون شود علی برخاست و بروی خم دانمی بود انحضرت فرمودند این عمر و بن ود است دوباره آواز کرد آیا مردی نیست که بمقابله من بیرون شود کجاست جنت شما که میگفتید کسیکه که از ما کشته شود داخل جنت میشود چرا اگر جنت میخواهید بمقابله من بیرون نمی شوید باز علی برخاست و گفت من بجنگ پیش میشویم یا رسول الله صلی الله علیه وسلم انحضرت فرمودند بنشین این عمرو است سه باره آواز کرده این رجز خواند. لقد بححت من النداء بجمعکم هل من مبارز ـ و وقفت اذ جبن الشجیع موضع قرن الماجز وکذلک انی لم ازل مسرعا قبل الهزائز ان الشجاعة في الفتى والجود من خیر الغرائز ـ علی گفت یا رسول الله صلی الله علیه وسلم طاقت بمن نمانده مرا اجازه نمای که بجنگ این کافر اقدام کنم رسول صلی الله علیه وسلم فرمودند این عمر و است امیر فرمودند اگر چه عمرو باشد بعد از آن انحضرت اجازه دادند علی مسرورانه بیرون شده بمقابله ایستاده شده بشروع به رجز خواندن نموده گفت لا تعجلن فقد اتاك مجیب ندائك غیر عاجز ـ ذونیة وبصيرة والصدق منجاء کل فائز شتاب مکن آمد بجواب دهنده مجیز تو با صاحب نیت و بصیر ـ راستاد می در مدق محه مخلصی کو ہر رستگارا پیره انى لارجو ان اقیم علیك نائحة الجنائز ـ من ضربة نجلاء یبقی ذکرها عند الهزائز امید من بکه روز آرم بریتی و زگه بران نو حه با ریکا ـ از جربت تیغ که بماند ذکر ـ در هند و محله که در سها رند عمر و گفت تو کیستی گفت علی گفت ابن عبد المناف که آن هم ابی طالب بود گفت اری عمر و گفت ای پسر برادر از عمو های تو کسی از تو کلان تر نیست زیرا من ریختن خون ترا مناسب نمیدانم که پدر تو برادر گفته من بود علی گفت من ریختن خون ترا مناسب میدانم عمرو بغضب شده شمشیر را از نیام کشید و بیک ضرب تیغ سم اسب را جدا نمود و بعد ازان بجانب حضرت علی دوید نا شجاع شیر دل بالا در نیامده بنام خدا وند جانفر باک شیئی بمیدان بقصاص کسی تو ان رو بوی وجود برم برآرند یوغ مقام عدم نوشت از رو بحضرت ما زوجه کمر بوقع کا

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 1106. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/1106 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/1106
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record