BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 110

Page 110

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 110 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۹۷) بیان نبرد قادسیه شخصی سوم خود را با و رسانید از مشاهده دو نفر مقتول که پسران عم وی میشدند غضب درآمده بر طلیحه حمله نمود طلیحه او را اسیر ساخته با خود برد اهالی فارس از کشته شدن دو نفر خود و اسیر شدن یکنفر دیگر بر عرب تر آنها غالب گردیده مراجعت نمودند طلیحه با آن مرد فارسی اسیر نزد سعد رفتند طلیحه قضیه را بیان نموده ترجمان خواستند از فارسی سوال کردند از سعد استدعا امان نمود مطلوبش اجابت گردید بعد از ان اسیر از سعد اجازه شرح واقعه را خواسته گفت پیش ازینکه از طرف خود چیزی بگویم ازین رفیق شما خبر میدهم از زمان صغارت خود تا اکنون جنگها را طی نموده بسی پهلوانان نامدار و ذوی الاقتدار را دیده و شنیده‌ام لیکن مانند این رفیق شما ندیده بودم به طرف طلیحه اشارت نمود که بعد از طی کردن دو فرسنگ داخل لشکری شود که در ان هفتاد هزار پهلوان که هریک داعیه آنیخ الی ده نفر خدمتگار باشد حمله برده رهی نباشد که مانند آمدن خود برگردد برگردد دو اسب از ایشان را گرفته بطناب با خیمه شان به بندد و چون ما در اشکره گردیم اول شخصی را که هزار نفر مقابل بود بقتل رساند و شخصی دیگر را نیز بهمانصورت مقتول ساخت منکه از مشاهده آن دو نفر مرگ برخود یقین دانسته از شجاعان سبقت نمود به او اویختم مرا اسیر نمود بعده ضمن اخبار لشکر فارس را بیان نموده بدین اسلام مشرف شد سعد او را به مسلم موسوم ساخت طلیحه اورا ملازم خود ساخت تا نزد فارسی زبان بلا ماده بود خلاصه رستم حرکت کرده جالینوس و بهمن ذو الحاجب نام نمودند جالینوس بحیال زهره بن حویه و ذو الحاجب به نظیر ناباد و رستم به خراره نزول نمودند بعد از ان تارستم سیر نموده در قادسیه فرود آمد مدت مدن او از مدائن تا قادسیه چهار ماه کشید در ظرف اینمدت بجنگ پیش نشد تاشاید عرب سختیانده مراجعت کنند و اگر از طرف پادشاه امور بحرب نمی شد هنوز جنگ تاخیر می نمود امیر المومنین عمر رضی الله عنه ذریعه مکتوبی سعد را بر حکم صبر نمود لہذا سعد هم مستعد اقامت ایام در از گردید و طول مدت بر مسلمانان مضر نبود همراه رستم سی سه فیل بود که یکی از آنها موسوم به فیل سابور ابیض بود که تمام فیلها با او الفت داشتند رستم هژده راس آنها را به قلب لشکر د پانزده دیگر را به میمنه و میسره لشکر مقرر نمود رستم چون شب را صبح نمود سوار شده رفت تا اینکه به اخر لشکر مسلمانان رسید و بعد از ان با لا رفته تا اینکه برپل سید در موضعیکه قرینانان بود تامل نمود برزهره رئیس لشکر پیغام فرستاد که توقف نماید تا بواسطه دادن چیزی مسلمانان را راضی بسازد که پس به ملک خود بروند و از جنگ صرف نظر نمایند و بندا نصر بن که بآنها چنین گوید بلکه به تنیستم اظهار کرد که ما و شما همسایه ایم و بنا احسان موضعیت در پیش حیره موضعیت در نجد کوفه موضعیت در نجد کوفه

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 110. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/110 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/110
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record