Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد ثانی (۴۲۳) حسن سیرت عمر رض
چنین باشد در بهشت سال شما همچنین خواهد بود همگی نشستند در برابر تاخیر
اسلام آوردن خود ها بگریه درآمدند آوازهای شان بگریه بلند شده
عمر رضی الله عنه آواز گریه شان اشنیده بدیشان اذن دخول داد
در زمان خلافت حضرت عمر رضی الله عنه هر یکی از اصحاب که پیشتر اسلام
آورده بودند بلند مجلس از آنها بود اگر از دیگران آمده پیشتر می نشست
اگر از پیشینیان اسلام اگرچه غلام آزاد کرده بود که می آمده مردم پایین
تر نشسته وی در بلند مجلس جای دادند همچنین دیگران پایین نشسته اگرچه
از اشراف قریش بودند و سابقین علی الاسلام در صدر مجلس
می نشستند از امام حسن بصری روایت است جماعه آب را مقدر شخصی
تشنه از آنها سوال آب کردند ادند تا از تشنگی مرد بر همه جماعه عمر رض
تاوان دیت گذاشتند از آنها دیت گرفت از انس بن
مالک رضی الله عنه روایت است که در مجلس امیرالمومنین عمر رضی الله عنه
بودیم شخصی از اهالی مصر آمده عرض نمود ای امیرالمومنین این موضع
مقام داد رسی است استدعای غور رسی دارم عمر رضی الله عنه گفت
چه عرض داری بگوی آن شخص گفت عمرو بن العاص حاکم شهر
مصر سواران را سان میدید اسب خود گرفته آمدم چون مردمان
همه حاضر شدند محمد پسر عمرو بن العاص آمده اسب مرا گرفته گفت
سوگند برب الکعبه که این اسب من است من فریاد می آوردم
که این اسب از من و ملک من است پسر والی تازیانه برداشته
مرا زد و گفت من پسر والی و بزرگ زاده میباشم من بخدمت تو
به عرض آمدم عمر رضی الله عنه هیچ تکلم زیاده نکرده گفت بنشین
بعد بعمرو بن العاص والی مصر نوشته فرمود مجرد رسیدن نامه
همراه پسر خود محمد نام حاضر میشوی چون نامه بمصر رسید عمرو بن
العاص پسر خود را خواسته که علی یا خیانتی کرده که امیر
المومنین در خصوص تو نامه نوشته است پسر وی فرمود
کاری نکرده ام هردو پدر و پسر بخواسته بخدمت امیرالمومنین
آمدند انس رضی الله عنه فرموده است سوگند بخدا وند روز
دیگر بخدمت عمر رضی الله عنه حاضر بودیم که عمرو حاضر گردید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
