Machine transcription
٥٢
دفع علت زاندرون کرد است زاب بیدمشك آب کل با صد نزاکت میشود صرف کلاب
کوه برون آرد بجای شهوه از اقلاب کیر شهر بیرون آرد بجای شیر از پستان کاب
زاهد از شوق زر ممسك که در خاك است دفن دمبدم کوید بخود یالیتنی کنت تراب
دوش میپرسیدم از منشی انشای قضا کی ترا در پنجه قدرت کلید فتح باب
بخششی در کار اینان میکنی خندید و گفت لطفها کردم که اکنون هست بیرون از حساب
خالقم و توکی بملك زنده جان بخشیده ام ترپ و زردک زاکرم کردم بمخلوق عقاب
میر را بخشیده ام کیری که کردن بشکند تا درد در حال شیخی مقعد امرا د شاب
کاه از پشت یتیمان تبره بر کیرد عجین کاه از خون بکارت صاف بر بند د خضاب
ریشرا بخشیده ام بر داد شان و بیجقی بهر سروستان و ساوه حصه دادم منجلاب
پان بهندی دادم و سیکار را در ملك روم در فرنکی خوك واندر روس بخشیدم شراب
آب عمانرا بموج آورده ام تاسر کشد آتشی دادم بایطالی که کیرد التهاب
چار تار و چنکر ابر اهل ایران داده ام ترکشرا دمبوره دادم بهر افغانان رباب
بهر مهمان خانه این قوم قانون آشنا کاه بابار اورم کاهی نچليك اشتهاب
حاکم پر جهل را دادیم یکمرکب تکت عامل بیعلم را داديم يك يابو كتاب
بهر ارباب تمول کبر و آروغ و غضب داده ایم از بهر كوزك نكته چون در خوشاب
آنچه شایان بود از بهر حریفان کرده ایم و آنچه باقی مانده از مقرب براریم آفتاب
ینهمه دادیم و لیکن هیچ نکر فتیم بخود در عوض زین قوم مفسد جز دعای مستجاب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
