Machine transcription
١٨٦
- ساقی نامه -
بهار آمد رفت ایام دی
خوشا حال مستان جویای وی
بها ریست رنگین چوروی نگار
بهاری که آید درو شهر یار
بها ری که شادند اهل هرات
بكا يك چو سر كاتِب باقیات
بهاری نه چون بار بی بر لشا ز
چو حجاج امسال راه حجاز
بها ری نه پیش از زمستان شوم
بها ر ی که سر سبز شد مرزبوم
بهاری که ویوان خرا بازو است
بهاری که رنگین مناجات ازوست
بها ری که آمد درو اتفاق
بها ری که بیرون شد ازوی نفاق
بها ری که حجاج راه سفر
کشیدند خندان روی بهر و بر
بها ری که کس را بغارت دهد
بها ری که زن را بكارت دهد
بیا سا قیا پر کنم جام می
لبالب بد ستم ده و پی به پی
بده می که چون یاد عذ را کنم
شوم بیخود و بند ر ا وا کنم
گهی بیخود افتم گهی پا زنم
گهی پشت پا بر ا ر و پا زنم
گهی بوسه بر دست راشی زنم
بصغرا گهی لاف خویشی زنم
گه از خنده بنگی صف غش کنم
گهی گریه بر حال گونگش کنم
نه صغرا فروشم نه عذ را خرم
نه سایر سپاهی و نه افسرم
نه صوفی که مدح مشایخ کنم
نه عالم که بر مر تضی پخ کنم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
