Machine transcription
١٦٨
میخورد خون زابخته تقصیر قضا چه
زاهد که با خلاص پرستید خدا را
ای محتسب خانه خراب از نگه می
میر آب اگر نقره شکسته است اگر قلب
نه عذر بکار است نه زاری نه تملق
از دست طمع قاضی کوران شد محبوس
انگشت بدندان تحیر نگز د کس
از بهر رفیقان نکشی بار تحمل
پوسیده لبش مردم بیگانه جا چه
پرسید کسی زو که بگو این من و ما چه
بگذار که تا تخته بپرد بشما چه
گیرند ز من آب فرو شد بیدا چه
شاهست کند هرچه باین مشت گداچه
بد نفسی از و بود بدیگر علما چه
گز زوك بسخنهای تو این نشو نما چه
شمعی که نسوزی بهزار شهدا چه
ببر باد صبا از من پیام آهسته هسته
بگویش نیر اقبال عبرت را همین کافی
ضعیفانرا بخواری مه ببین کاخر برون آید
درین تندی که میرانند اسپ اهل طمع ترسم
نه بیند نشاه آسایش گیتی کسی کانجا
هوای سرکشی آنلحظه بنشیند که بنشاند
زدام و دانه زاهد تابکی سجاده آرائی
ز خامی کار ناید ناتوانی پخته کاری کن
یان شکر لب نازك خرامم آهسته هسته
که آید از پی هر صبح شام اهسته هسته
بپای لنگ از کار کدام آهسته آهسته
که از کف بکسلد آخر لگام آهسته آهسته
باقائی کشد کار غلام آهسته آهسته
بجای سنك برفر قش ز خام آهسته آهسته
از ان ترسم که افتی خود بدام آهسته آهسته
که علت زاید از حلوای خام آهسته آهسته
مهر غمن کسی است که تقسیم آب تعلق بو بست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
