Machine transcription
۱۴۲
اعظم دانی نیست در قضات چون قاضی زبیر
رشوه را بی هضم پی در پی تناول می کند
اینقدر مرسو چوقو ماندانیت موتر مران
فیصل دعوی برنك قطع اعوری كند
این تداخل شخص را جا کبر بستر میکند
هیئت تفتیش در يك میخ پنچر میکند
با چنان مضمون بکر با چنین طبع بلیغ
شعر گوزك را كه غير از خواجه زیر میکند
هر كه را خواهد که برهنك فضا کورش کند
یا برو برغوریان بارشوه چون قاضی زبیر
یا برو از بهر قطع اعورش سوی یوروپ
دهر ظالمرا ببرنك قاضی و مفتی كشك
گر همه شیرند گر پیلند حكام ملل
وام با باداد نی بودست اما بعد از ین
سالها گردن ز قانون تافت ارکاندول
چون وکیل و ادشان همرا زد ستورش کند
با در اقطاع كرخ بی رشوه مامورش کند
یا اسیر پنجه آقای دکتورش کند
بر کف شورای ملت عاقبت چورش کند
پا یمال هیئت تفتیش چون مورش کند
كي ادای وام بابارا توان پورش كند
این خنا زیر عاقبت ترسم که نا صورش کند
گاه گوزك كون مجایر باش گاهی کس فروش
تا تر اگردون سپس نور علی نورش کند
روزی که اقتدار بقاضی ملك بود
بر مسند محاکمه عذ رای روزگار
ن کاتبی به ون مفتی دينك
عقل هزار فلسفه آنروز دنگ بود
از پس کشاد بود و از پیش تنگ بود
گویا دو خرس ساده اسیر پلنگ بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
