Machine transcription
۱۱۰
یر باران برفت و برو افتاده است | تاشبی برقی اگر از گوشه پیدا شود
پرده این راز از نطق کسان ناوانگشود
کوزکی باید که تا این رازها پیدا شود
خربستافا کناخ (*) ندارد ده میسابا خود عمل ندارد | سان د مضح عمل ندارد چنین خشمی دول ندارد
د، فسادی اشعارم بری بروز شور ابو د ديدي | فستق عذر اوها انکوزی چنین دماغی جوله ندارد
نزاده مادر او هنربوی تمسك مجری به پیشه میری | عذر شور انخشه گیری که دیندار و یا بدل ندارد
مشرب خود وطن پرستی که فرقی دستش ندیده دستی | گرفته دیر عروس مستی که در سر ایا علل ندارد
شنیده ام من که میر عالی به منتینان کو توالی | پخته به گفتی که جات خالی النگ عذر اکبل ندارد
بقه من اسلم نطع انور بال بالون بياري مو تو | نه حوض ما پر نه چاه دختر بدین بر آبی مگال ندارد
ز شرم پرستی فقط بنامه ز چین قشقر رسیده کاسه | مثالین پوست نه چوشد اسه که گندم او بخندار
به طق خواندی که شکر لله ز سعی پلوان حریتخواه | نشیب فوق فرازا يترام سرك بد آخر كتل ندارد
سو اكردم كه مه مزمانا خده مشنا مساوقد دانا | چه آرم ايك به از مقانا بگفت کیری که دل ندارد
جه کم سفر اقرون من غدو کابل اعلي ترفق شد | سر و پز و ثق نگون من شد هنوز خود را چقل ندارد
سخن شناسان طبع ناؤك نسته با مز کشیده این چك
هزار ارمان که شعر گرزک قصیده دارد غزل ندارد
(*)پالان کهنه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
