Machine transcription
مأمور كاتب از عقب رشوه میشود
گر زنده روا همه دانسته شرط نیست
پای حمار تا خد شرع و طریقت است
گفتم خموش کفر و نهدام کرده كاشك
برسم شوند عود و چو علاقه دار شست
اينك عجب كه كفة غلو رایمز از شست
و اخجلتا نخون شده پای طمعا رشست
واضح دليل اينكه پيفك تماز شست
دیگرد لیل اینکه دو عالم ظرافت است
گیر دکتازه گو زل شت زنده دار شست
هر که میخواهد که در نام نکو عالم گرفت
اظهر الشمس است تا خود بشت برهوماننکرد
بیدریغ از بس پس و پیش و پس از بسکه داد
وز محمل مپرسی با کام دل تعجیل چیست
از کمال معرفت انگشت زابر پشت جای
تانداد عذرا نشدهم بستر مهر و کنيل
از یکی پرد يكي در عرض دولت تخته میباشد
تا بتاز ایام طفلی همچو كو زك خم گرفت
کي بضرب تیغ و تیز اقلیم را رستم گرفت
وادی و اعر افتزا يا شترك خود حاتم گرفت
ماك تيا آزاد ز استبدادیان كم كم گرفت
داد تا روحی سیه تا ملك را خاتم گرفت
آنهمه عزت كجاز آواز زیر و بم گرفت
فسق را باز دست از بوی عافیت سلم گرفت
ملا ویله پیستن تنده تا را وا دهان و غدر و مکری
میکرد و می خواند كوا شعر آن ناسخ کود آدم کرلیت البت ول شوب
المكرك المرجزهر لا يشك غاب ، زاخته ضرو که نقش و انجا داشت
استاد مکاتبم چنین گفت من خاموش باش که وقت اجتهاد است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
