Machine transcription
شماره (اول) سال دوم
علامه اقبال
(۱۴)
معنی بلند من فهم تند می خواهد
سیر فکرم آسان نیست کوهم و کوتل دارم
اقبال با مهره های فلسفه، تاریخ، و الهیات شطارت و مهارتش را بر بساط سیاست چیده از یکسو درین عالم جد و جهاد، درین عرصه کون و فساد، درین فراخنای تنازع للبقاو درین میدان تگ و تاز باشاطران سیاسی و شیوا بیانان همعصر و فیلسوفان باريك بین دست و گریبان است و از جانب دیگر ممکنات حیات را در اخلاق الله دیده بملت راه راست اسلام را هدایت میکند.
اقبال اضمحلال و سکون شاعری را که تنزل او حكم تنزل اقوام و امم را دارد در شکسته کاروان ملت را مثل قیس اعثی (۱) به کار زار علم و عمل و گیر و دار جد و جهد پیش میراند.
بیا که غلغله در شهر دلبران فکنیم
جنون زنده دلان هرزه گرد صحرا نیست
مرید همت آن رهرویم که پا نگذاشت
بجاده که در و کوه و دشت و دریا نیست
اقبال: نه مثل بعضی جادو نفسان سحربیان که ملت شانرا از تاثیر کلام خود سست و مبهوت ساخته يك عالم حیات و يك جهان زنده را که عبارت از شور و شغب و زد و خورد است بموت مطلق سکون و حیرت خانه جنون بادل شکستگی و مظلومیت جوگیانه آشنا ساخته اند. بوده بل میخواهد هم آن اثراتی را که تعلیم مسلك قناعت و توکل شعرای متصوفین شرق و قادر الکلامان جادو رقم و سحر طرازان رنگین بیان به تخیلات ناممکن الحصول خود، ملت و قوم را در ورطه نکبت و فلاکت برده اند بر کشیده بجاده محرك اعتلا رهنمونی کند از همینجاست که گرمی سخنش در محافل خوابیده کشا کش سعی و عمل و در عروق منجمد اقوام تموج حیات و شور اضطرار را جریان داده در مصاف زنده گی با قوت ارادی مستنیر میسازد، چنانچه همین عقیده خو را یکجا در انگلیسی هم اظهار مینماید.
جمله انجام جد و جهد آدم تنها حیات است و بس. و تمام علوم و فنون تحت حصول همین مقصد آمده، ازینرو اندازه منفعت هر علم و فن از قوت حیات آفرینش وی کرده میشود.
(۱) شاعر نابینای عرب که اشعار حماسی وی در عرصه جدال و قتال آتش شجاعت را در صفوف لشکریان مشتعل میکرد.
۱۵
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
