Machine transcription
صفحه ( ٣٤ )
سال اول ـ مجله کابل
شماره ( ۱۲)
اجتماع ثروت در يك مقام یا در چند جانبی نوع انسان را على العموم دوچار نقصان
میسازد بنا برین اسلام قانون زكوة را وضع نموده اجتماع سرمایه را که متجاوز
عن الحد باشد سد باب نموده است زیرا که اساس حیات انسانها استوار به
اتفاق و تعاون عموميه است لهذا شخصیکه از عایدات خود ذخيرۀ معقولى نموده
و حوائج حیات خودرا نیز تأمین میکند مقبول محضر مسلمین بوده يك نوع
واجب التقلید سیرت اسلامی محسوب میشود یعنی که مقدار ذخایر خود را براه خدا
وانسانیت و منافع جامعه قسمت نموده خدمت عظیمی جهت بنی نوع نموده باشد .
از همینجاست که اسلام درین دورۀ سیزده صد سالۀ خود از کشمکش محنت و
اختلاف نظر سر مایه داری برکران بوده و باساس يك اخوت و اتحاد کاملی
سر مایۀ شخصی را نیز پوره احترام میکنند ، افراد ملت را جهت فرا همی
سرمایه اختیار کلی داده ، چون قوای انسانی بلحاظ استعداد جسمانی و دماغی
غیر مساوی واقع شده اند لذا آدمی که از از مبدء فیاض الهی بازوی توانا یا
دماغ روشن و عقل و ادراك و فكر فعال را دارا ست ؛ طبیعی است
نسبت بيك شخص غبی و کودن یاشل ومشت زیاده کمائی میکند و اگر آن
کمائی را برای اشخاص ( روشن دماغ توانا ونحيف بی دماغ ) قسمت مساوی
بکند باز حمقی است که آن جذبۀ عمل که محرك زيادتی « خواهش جلب
منفعت » می باشد از روی کائنات انسانیت بالکلیه نیست ومحو خواهد شد.
با اینهم آن نقائص نیز از چشم حقیقت بین اسلام پوشیده نیست که اندوختن سیم وزر
غیر مشروط در میان جامعه مولد چگونه اضرار میشود ؟! و امروز دنیای متمدن
تا چه اندازه ازین مسئله مضطرب اند ! یعنی اكر يكطرف چند نفر قارون صفت
وسرمایه دار کلیدهای خزائن خودرا بالای اتوموبیلها بار میکنند دگر سوملیونها
بنده گان خدا و هزاران هزار برادران شان از فاقه وبی خوراکی در آغوش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
