Machine transcription
صفحه ( ۱۷ )
سال اول - مجله كابل
شماره ( ۱۱ )
كنون كار كن ای وطندار آخر ز ملك و وطن رنج بر دار آخر
ترا شد كنون نوبت كار آخر بسعى و عمل كوش و كر دار آخر
تو بيكار آه ای خرد مند تا كی
بکار کسان محو تا چند تا کی
تو آخر مگر دست کاری نداری ز بیکاریت ننگ و عاری نداری
خرت مانده بیکار باری نداری تو ای سنگ سود اشراری نداری
ز چیزی که اندر وطن کار داری
بگو تا چه چیزای وطندار داری
گرت کار خانه گرت کار باشد چرا در وطن شخص بیکار باشد
زکی اگر کس خبر دار باشد نه افلاس باشد نه ادبار باشد
چو در ملك بسیار شد کار خانه
نخسپد زن و مرد بیکار خانه
ز يك كارخانه كه بنیاد گردد ازو اهل يك شهر دلشاد گردد
زيك خانه صد خانه آباد گردد ز رنج و غمش قوم آزاد گردد
ملازم شود جمع بسیار در وی
شود کارگر خلق بیکار در وی
بکار چرا طبع مائل نداری چرا دست شل پای در گل نداری
چوبيكاريت کار مشکل نداری نخواهد دلت كار يا دل نداری
اگر کارت ای قوم و ملت نباشد
جز ادبارت از کنج عزلت نباشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
