Machine transcription
صفحه ( ٥٥ )
سال اول - مجلۀ كابل
شمارۀ ( ١٠ )
تازه به نشر مذهب برهمینی مشغول گردیدند وتقريباً تان قرن ٤ هـ بر گندهارا
مسلط بودند، آثار مذهب برهمینی که در نواح لغمانات در نتیجه حفريات بدست آمده نيز
منسوب بدورهٔ اینهاست . معهذا وادیهای گندهارا در تحت ریاست رؤسای وطنی
بشکل مستقلی اداره ميشد . سبكتگين غزنوی در سال ٣٦٦ ھ خانوادهٔ هنود را
در كابل منقرض نمود ، وشهنشاه محمود ، آخرين شاه بودائی وطنی را در جلگهٔ
پشاور مستاصل ساخت. بعد ازین اسلام در حصص کابل و ننگنار و پشاور منتشر
گردید ،و اهميت پايه تختی كابل به غزنی انتقال نمود .
بعد از انقراض سلسلهٔ غزنوی واستقرار سلطنت غوری در نصف قرن شش
هجری ( ٥٤٧ ) ولايت كابل در تحت اطاعت شاهان غور آمد وعمال غوريه گندها
را را اشغال نمودند ، درین دور ها بود كه آهسته آهسته مدنيت جديد اسلام
صفحات گند هارا را بيك حيات ومعارف نوی آشنا ساخت ، متاسفانه عمر اين
دوره كوتاه بود و در اوایل قرن هفت هجری ( ٦١٢ ) هجوم خوارزم شاه سر
تاسر گند هارا را استيلا نمود ، متعاقباً ( ٦١٨ هـ ) سيلاب چنگیز خان از كابل
تا ساحل سند سرازير شده و آنچه آثار عمرانات ومدنيت قديم و جديد بود
همه را بشست ، این آتش تاریخی در تمام ولایت گندهارا از خشك وترنسوختهٔ
نگذاشت . از ان بعد تا ظهور تيمور گوركان ( قرن ٨ ھ ) ولايت گندهارا داخل
حدود سیاسی چغتائيان وحشی بشمار رفت ، ولی وادیهای شرقی و شمال گندهارا،
با اتكاء بدولتهای مقتدر افغانی در هند و پنجاب، دائما موجوديت و استقلال داخلی
خود شان را محافظه توانسته ، و در تحت ریاست رؤسای بومی زنده گی بسر
میبردند ، ولایت پشاور نسبتاً زیاد تر با دولتهای افغانی هند ، داخل روابط و
علائق سیاسی بود . در ظهور تیمور واولاد او تقریبا این ترتیبات اداری گندهارا
برهم خورد ، تیمور تا دهلی بتاخت ، و بابر میرزای مشهور در اوائل قرن ده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
