Machine transcription
صفحه (٤٢)
سال اول - مجله کابل
شماره (۹)
گومل . دریای اول الذکر فاصل پاحتیا و کندهاریاست . وادیهای این انهار
اربعه (بعلاوه راه بین کویته و قندهار در جنوب ، ومعبر خیبر در شمال) شاهراهای
اصلی است که صفحات پاختیای غربی را به حصص پاختیای شرقی وصل مینماید .
رويهمرفته ولایت پاحتیا مالک کوهستانی و دارای آب و هوای مختلف ،
جبال بلند ، دره های مهیب و هولناک ، آبهای جاری ، جنگلهای سر سبز ،
میادین وسیع ، حوزه های كوچك وزيبا است ، سطوح مايله و دامن شرقی
جبال او صفحات فرو رفته و حاصلخیزی دارد که تارود بارسند میرسد ، اینحصص
بسی هوای گرم داشته و استعداد زراعتيش بيشتر است ، قسمت های مرکزی
وغربی او در ارتفاع جبال (ازيك تاشش هزار فوت) اشجار بيشمار سرو ،
صنوبر ، کاج ، جوز ، بلوت ، جلغوز وغيره ميروياند ، فواكه وحشى ،
گلهای خوشبو ، بته های خار دار، نيشكر وشبدر ، حیوانات وحشی واهلی ،
سباع پاحتيا معروف مملکت است . جهات شمالی وجنوبی پاحتیا دارای معادن
قیمتدار یست از قبیل : - سرب ، جست ، ذغال سنگ وغیره .
جغرافیای ولایت پاحتیا در دونیمهزار سال پیشتر وسیعتر ازین بود که ما
گفتیم ، و پدر مؤرخین هیرودوت ، حدود اینولایت قدیم وقدیم را نشان داده
است ، و مستر بیلو توضیح مینماید ، او میگوید : - در آنعهد (چار قرن
قبل المسيح) این ولایت افغان ( پاحتيا ) بنام پیكتیيا ويا پيكى ييكا واهالی آن به
اسم پيكتين موسوم بود ، و پختون امروزه من حيث ماهيت ونسل عينا بهمان
پیگتین مؤرخ یونانی ( هیرودت ) منطبق میگردد . این پکتیای هیرودوتس
بر کناره دریای سند واقع و دارای اهالی بود که بچهار حصه منقسم گردیده ،
وحكومت واحده تشكيل نموده بودند . ولایت مذکور در وسعت به پختون خواه
حاضره مطابقت داشت ، و حدود آن باینقرار بود : - پکتیا شامل است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
