Machine transcription
صفحه (۲۴)
سال اول - مجلهٔ کابل
شماره (۹)
بزن دستی بکاری آسمان دستت نبست آخر
بکسبی کوش هشیارانه نی دنگی نه مست آخر
چو طفلان چند باید زیست بی اندیشهٔ کاری
چو مجنون چند عریان گردنی ننگی و نی عاری
نگوید کارگر کس در جهان ناکرده کاری را
نداند صاحب غیرت کسی بی ننگ و عاری را
نمیخواند کسی گلدسته هرگز مشت خاری را
که میگوید درین گلشن خزان جوش بهاری را
که خرمن کرد حاصل تا که تخمی بر نیفشاند
که میگوید کریم آن را که سیم و زر نیفشاند
پی کسب تعالی کوشش بسیار میباید
پی تحصیل عرفان ملت بیدار میباید
معارف دوست قوم عاقل و هشیار میباید
که تا یابد ترقی روز و شب در کار میباید
همیگویند درد جهل را درمان نمیباشد
چرا این درد را دارو مگر عرفان نمیباشد
چه باشد در جهان کان را بنی آدم نمیداند
بعالم چیست کان این نخبهٔ عالم نمیداند
چه اسرار و حقائق را زبیش و کم نمیداند
کدامین زخم را جراح ما مرهم نمیداند
بود از عرش تا فرش جهان آگاه میداند
نمیداند نمیداند مگو والله میداند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
