Machine transcription
صفحه ( ٣٢ ) سال اول ـ مجلۀ کابل شماره ( اول )
بتن زنده پیل و به جان جبرئیل — بكف ابر بهمن بدل رود نیل
جهاندار محمود شاه بزرك — بآبش خور آرد همی میش و کرگ
بعد از چهار مقاله عروضی سمرقندی معتبر ترین تذکره که نماینده سوانح ادبی وحافظ وناشر اشعار آبدار اوست تذکرۀ لباب الالباب عوفی است ، که بسال های ٦١٦ و ٦١٧ تألیف گردیده است . عوفی درنصف اول تذکرۀ خود در باب پنجم که حاوی لطائف اشعار ملوك كبار است می نگارد : که سلطان علاوالدین غوری را اشعار پادشاهانه است ولطائف ملکانه ، وشعرا ومدون است دیوان او ودیوان سلطان اتسز دريك جلد در کتابخانه سرد و آبدار سمرقند مطالعه افتاده است در آنوقت که از برای انتقام سلطان سوری لشکر بسوی غزنین راند ، و آنشهر معظم را بگرفت وخصمان را مقهور کرد ، و بتادیب طرفداران آل ناصر مثال داد ولی متعاقباً درشبی که مجلس سرور و شادمانی این فتح است ابیات ذیل را در مدح خود بگفت ، ومطربان را فرمود تا در پیش او در چنگ وچغانه بزنند و در اثر آن عفو عمومی را اعلان فرمود :
جهاندانند که من شاه جهانم — چراغ دودمان غوریانم
علاوالدین حسین ابن حسینم — که دائم باد ملك خاندانم
که بارا موج زن کرد سپاهم — اجل یاری گری نوك سنانم
همه عالم بکردم چون سکندر — بهر کشور شه دیگر نشانم
بدان بودم که از طغیان بغزنی — بتیغ تیز جوی خون برانم
ولیکن گنده پیران اندوطفلان — شفاعت میکند بخت جوانم
بخشیدم بایشان جان ایشان — که بادا جان شان پیوند جانم
وباز عوفی مینویسد ، که اشعار او از غایت لطافت شهرتی دارد در اطراف بلاد هند و دیار غزنی اما بدینقدر اقتصار برفت ، علامه ایرانی میرزا محمد خان قزوینی در حواشی چهارمقاله عروضی سمرقندی این رباعی او را قبل از حرکت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
