Machine transcription
صفحهٔ ( ٣٩ ) سال اول - مجلهٔ كابل شمارهٔ ( ٦ )
هم بر میزد بنابرين يك قصيدهٔ غرای را حسب حال خويش به آهنگ حزين و لحن دلگداز سرود ـ با كاروان حله برفتم زسيستان ـ باحلهٔ تنيده ز دل بافته زجان ... الخ باز بتعريف داغگاه قصيده خواند ـ امير خوشنود گرديده امر داد كه از يك گلهٔ هزار كره هر قدر كه بتوانى بگير . فرخى بسيار تگ و دو كرد خيلى جهيد و طپيد ولى كره گان توسنى كردند و رم نمودند و دست ندادند ـ چنانچه امير قدر دان يكران خاصه را با سه مهار اشتر و پنج غلام با يك دست ملبوس و آن همه گله را كه قبلاً رم ميكرد به او ببخشيد ـ امير ابوالمظفر چغانى كه در غزنى رفت فرخى را نيز تا بارگاه عظمت نشان سلطانى رهنمون شد تا وقتيكه بخت رسا ياور و مساعد گرديده در برابر استاد عنصرى اش كشيد ـ همواره بيست نفر غلامان زرين كمر برركابش می تاخت .
« اول بدقت معانى كوشيد و در آن از اقران سابق آمد و بآخر سهل ممتنع ايراد ميكرد » ( ١ ) فرخى در صنائع و بدايع يك كتاب « ترجمان البلاغت » نوشته كه اكنون ناپيداست ، ولى رشيد الدين وطواط ذكر آن كتاب را در « حدايق السحر » خود كرده ( ٢ ) كلامش سليس و خوش آهنگ ـ جمله قوانين علم بلاغت و تمثيلات مناظر در كلام او پيدا ـ فكرش نهايت سادگی و بساطت دهقانى را داراست ديوانش كه مشتملبر شعر و قصايد و مدايح است نه هزار بيت ( ٣ ) دارد .
( ١ ) لباب الالباب محمد عوفى جلد ٢ صفحه ٤٦ طبع ليدن ها لیند .
( ٢ ) کتابيست در معرفت بدائع شعر فارسى كه آنرا ترجمان البلاغت خوانند “ بمن بنده نمود بنگريستم شواهد اين كتاب را ناخوش ديدم ـ همه از راه تكلف نظم كرده و بطريق تعسف فراهم آورده و با اينهمه از انواع زلل و خلل خالى نبود “ ( حدائق السحر تصنيف رشيد وطواط ) .
( ٣ ) سخن وسخنوران از نشريات كميسيون معارف صفحه ١١٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
