Machine transcription
( صفحه ٩٥ )
ادبیات پشتو
( سال ششم )
ای بسته این گفته ام را بشنو که برای من از جانب تو چیز اندکی ! از اندك هم اندك تر کافی است . . .
باین تقریب دو پارچه منتها ادبی ذیل شاعره ملی افغان هم چنین نمیتواند از تنگ زمانه
و عاداة قبایلی احساسات عشقی خود را در پیش روی اغیار آشکار کند لا بد در عالم فراق و مهجوری
با معشوق خود ذریعه کائنات علاقت مینماید و برای قصدی پیامهای عشقی و غرامی خود که به
محبوبش برساند گاه نسیم و گاه آفتاب را استخدام میکند :
د تا له لوری باد را وا لوت په نور تریخ - و په ما خوښ ولکیدونه
دما ز د کبر زیړی لمره په رو غوو ایه د رنځور و سلامونه
تر تا دغم لا وفا دار دی ته کله کله غم دی تل را سره وینه
مطلب .
نسیمیکه از جانب تو ای دوست محبوب برویم می وزد بوی خوش ترا بمشامم میرساند . این نسیم
گرچه برای دیگران یعنی ( اهل قبیله او ) خیلی تلخ گذشت ولی من انرا مانند وصال حقیقی تو
تصور میکنم وازان حظ می برم .
ای آفتاب زرد رنگ نماز عصر اکنون که گونه ات پریده و در شرف افولی از جانب بیمارها بمعشوق
سالم و بی در دمن سلام برسان : در ین بیت شاعره ملی افغان يك تخيل منتها نازک ادبی بخرج دا ده
است زیرا آخرین آرزوی دل بیمار خود را در وقتی ذریعه آفتاب بجانان صحت و سالم وبی درد خود پیا م
میدهد که او هم در شرف افول و چهره زرینش مانند رنگت پریده عاشق زعفرانی گردیده است . بلی
ای یار عزیزم ازینکه تو ازمن دور ومن از تو مهجور وجدایم نظر بو صال کم دوام توغم عشق والم فراق
تو برایمن بهتر است زیرا این درد از کمال وفا داری همیشه با من همراهی دارد .
( نا تمام )
٢٩٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
