Machine transcription
( صفحه ٦٧ ) ادبیات قدیم و ادبیات جدید ( سال ششم )
فرا گرفت . اينك به بینیم که مسلك ادبی مزبور چه وقت و بچه صورتی در مشرق زمین طلوع کرد و تأثیرات آن چه بود و چیست ؟
در بالا گفتم که مسلك کلاسیزم در ادبیات اروپا از قرن ١٥ مسیحی ریشه افگنده و با وجود تحولات متعددی که در امور مدنی ملل اروپائی رخ میداد مسلك ادبی مذکور بهمان شکل سابق خود که آنهم در ابتدا از آثار ادبای یونانی و لاتینی و غیره اقتباس و تقلید شده و بنابران با عرف وعادات و ذوق و تخیل مردمان اعصار ما بعد توافقی بهم رسانیده نمیتوانست ، باقی مانده بود ـ تا آنکه تحولات اجتماعی که در اواخر قرن ١٨ دران خطه رخ داده ، بنیان مسلك کلاسیزم را بر هم زده ، سبك نوی روی کار آمد که عبارت بود از رومانتیزم ـ و رومانتیزم در عین حالیکه قواعد سابقه را ـ که غیر از يك سلسله قیود بیجا چیز دیگری نبوده ـ تخیل و تفکر را محدود و مقید میساخت ، در هم شکست از تخیلات ساده بومی قدیم و جدید استفاده کرده ، احساسات فردی را در افاده مطالب کاملاً دخیل ساخت . همچنان در مشرق زمین از مدتهای درازی که مدرسه های ادبی با عظمتی تاسیس یافته و باثر پرورش و تشویق سلاطین ادب پرور متعددی ، چون فاطمیها ، سامانی ها ، غزنویها ، سلجوقیها ، مغلها و غیره و غیره ... ادبای بزرگ و توانائی پا بعرصه شهود نهادند و شاهکار های مخلدی دران سبك از خود بیاد گار گذاشتند ، رفته رفته سبك مزبور هم با ثر مرور زمان ، از احساسات و روحیات مردمان دور شده ، اگر چه ادبای مقتدری بواسطه سحر بیان و شیرینی کلام خود هزاران در هزار تشبیهات گونا گون درین سبك وارد ساختند ، ولی باز هم از قواعد و قیود سابقه يك قدم هم بیرون نگذاشتند ، و همان بود که چون در اواخر ، از يك طرف دوره های انحطاط ادبی پی در پی در ممالک مختلفه شرقی بوجود آمد و از طرف دیگر روز بروز مدنیت عصری در ممالک مزبور وارد و پیشرفت حاصل کرده ، افراد شخصیت و احساسات فردی خویش اعتماد پیدا کردند ، بنابران ، ذوق آنها نسبت به ادبیات كلاسيك كم كم از بين رفته ، به تخیلات جدید و حسی متمایل گشتند و در نتیجه نهضت جدیدی در سر تا سر مشرق زمین بوجود آمده و چون آوازه جنبش رومانتیزم اروپا نیز در آنجایو سیله مطبوعات رسیده بود ، بنابران این نهضت نو نیز بهمان شکل عرض اندام و به تدریج در ممالک مختلفه شیوع پیدا کرد . چنانچه ابتدا جنبش مزبور در ترکیه ( چون آثار جمعیت ثروت فنون ) و مصر ( مثل آثار محمد عبده و ادیب اسحق ) و بعد در ایران ( چون آثار دهخدا و عشقی ) و اخیراً در هندوستان ( مثل آثار تاگور و ظفر سلام ) جریان پیدا کرده ، و بتازه گی در محیط ما نیز چه در نظم و چه در نثر اثرات آن محسوس میگردد . . . گویا دیگر ادبیات كلاسيك عمر خود را بسر رسانیده ادبیات جدید که مطابق روحیات و مقتضیات مختلفه جدیده و ذوق عصری است ، جانشین آن میگردد .
برای آنکه مفهوم کلاسیزم رومانتیزم بخوبی خاطر نشین خوانندگان عزیز شده بتواند ، ذيلاً يك يك دو پارچه از ادبیات كلاسيك غربی و شرقی و ادبیات رومانتيك غربی و شرقی ( فارسی ) را درینجا اقتباس مینمائیم :
٤٩٧
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
