Machine transcription
( صفحهٔ ۱۳۲ ) کابل ( شمارهٔ اول و دوم )
می سازند چنانکه اینجا شقاول ( ۱ ) ( شقاول ) گویند ایشانرا بیدار کرد که برخیزید که
پادشاه طوی میدهد و از برای هر کس اسپان زین کرده آورده ایلچیان ( را ) سوار کرده پار دوي
پادشاه بردند و ایشان را در کریاس اول بنشاندند ( ۲ ) و ایلچیان را بپای ( ۳ ) تختی که دادگاه
( بود بردند و از بهر پادشاه پنج بار سر بر زمین نهادند و پادشاه از تخت فرود آمد . باز ایلچیان را
بیرون آوردند و فرمودند که از اردو بیرون روید که طوی خواهد بود و خود را سبك سازید که ناگاه
در میان طوی بقضای حاجت محتاج نشوید که آنزمان بیرون نمی توان آمدن ، جماعتی بیرون آمدند
ویرا کنده شدند باز جمع گشتند و درون رفتند و از کریاس اول ، گذشتند و بکریاس دوم که تخت گاه
داد است رسیدند و از انجا گذشته بکریاس سیم در آمدند ، صحنی بغایت کشاده و فرشهای سنك تراشیده
در غایت خوبی و لطافت ، در پیشانی آن عشقی بزرگ که مقدار شصت گز بود ، وروی ( ٤ ) اردو ( و )
آن کوشکهای جانب جنوب میکند ، و در درون طبقتی تختی بعظمت نهاده ( از قد مردی بلند تر و از سه
طرف نردبانهای نقره ) یکی از پیش و دو از چپ وراست ، و دو خواجه سرای ایستاده و بردهان
( ه ) چیزی بسته از مقوی کاغذ تا بن گوش و باز تخت دیگر خود(ر) تر بر بالای آن تخت نهاده
که پادشاه بربالای آن می نشیند که آن مثل صندلی است که بر تخت می نهند اما از صندلی بزرگتر و بسیار
گوشها و متکا دارد و پاهای غریب ، از چپ وراست آن مثل عود سوزی بلند با قبه که بر سر آن
نهاده و آن تخت ( و ) عود سوز و صندل مجموع از چوب (٦) ترا شیده اند و مطلا کرده اند (مولنا قاضی
گفت هشت سالست که این تخت طلا کرده اند درین مدت آن طلا کاری او هیچ خاییده نشده است
و دیگر ستونها و پاها و چو بها که درین عمارت بود مجموع از جوشه (۷) رنگ کرده اند و روغن داده که
قطعاً استادان عراق و خراسان مثل آن رنگ و روغن بکار نمی توانند برد ، وشير ها ( ی ) طعام
و نقل و نفل بپای پیش پادشاه نهاده ، واز چپ و راست تخت داجیان صاحب و جود ترکش و شمشیر بسته
وسپر حائل کرده و در پس پشت سپاهان قاچقهای دراز در دست گرفته و در پس پشت ایشان جماعتی
دیگر شمشیر برهنه در دست گرفته و بر طرف دست چپ که پیش ایشان مرتبه آن زیادت از دست
راست است جای ایلچیان مقرر کرده ، پیش امرا ، و آنکس که تعظیم می کند سه شیره می نهند وازان
فرود تر دو تا يك شيره ، و می باید که دران روز هزار شیره مرتب کرده ( پل ) زیاده پیش مردم
نهاده باشد ، دیگر در برابر تخت پادشاه پیش پنجره (۸) طبقی کور که بزرگ نهاده شخصی بر بالای
(۱) مطالع : شقاول ، صاحب لغات نوائيه می نویسد که شقاول آن کسی ست که ایلچیان را
مصاحب باشد بقول کاتر میر ( در حواشی این سفر نامه )رئيس تشریفات و بحواله تاریخ رشیدی
شقاول را مرادف مهماندار قرار داده ، shaw در فرهنگ ترکی نوشته است که شقاول صاحب
منصبی کبیر است نزد شاهان ایغبای و مغلی و حاکم بر قاضی ها وملا ها (۲)در مطلع افزوده است :
تا روز آنزمان قریب دویست و سیصد هزار آدمی جمع شده بودند چون روز شد آن سه دروازه را کشادند
(۳) مطالع : بپای تخت داد گاه (٤) اصل روی از دوان (٥) اصل دوهانی . (٦) اصل : چپ
تصحیح از روی مطالع ، (۷) اصل : حوشه ، مطالع : جوشه ، ( ۸ ) اصل : لكن ، مطالع : بفركنی
(۹) هرچیزیکه مشبك باشد .
۲۳۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
