Machine transcription
( صفحه ١٢٥ ) سفر نامه چین ( سال ششم )
حیرت بدان کبر ند . و این بت بزرگ خفته ، یکدست بزیر سر نهاده و يك بر روی ران ،
و تمام آن بت بزرگ را مطلا کرده اند و انواع رنگها و لباسها پوشانیده و نام آن شکمانی
(۱) قومی گفتند ، و فوج فوج از کافران میآیند و پیش آن بت سر بر زمین مینهند ، دیگر بیرون
آن عمارت بتخانها گرد بر گرد همچون کاروان سرائی خانها در پهلوی یکدیگر چنانك هر خانه
پسر خود بتخانه بود وا نواع پرد های زر بفت و کرسیهای مطلا و صند لیها و شمع دا نها و صراحيهای
چینی و آرایش تمام درین فمجو ده بتخانه چنین معظم بود و يك خانه دگر ساخته بود ند که مسلمانان
آنرا چرخ فلك ميخو اندند مثل کوشکی مثمن و از زیر تا بالا پانزده طبقه و در هر طبقه منظر ها
ساخته ، در هر منظری مقر نس ختائی بسته و غرفها و ایوانها ، ( و ) کرد منظر ها در افریتها
(۲) و انواع صورت ساخته مثل تختی زده و پادشاهی نشسته واز چپ و راست خادمان و غلامان
و دختران ایستاده و هر يك بخدمتی مشغول ، علی هذا این پانزده طبقه که درو منظرها ساخته اند
از خورد و بزرگ مقدار يك وجب(۳) و خرد تر و بزرگتر تا مقدار يك گز در يكديگر ( يك گز ؟ )
ودرز یر همه صورت دیوان ساخته اند که كوشك را بردوش گرفته اند و دور (٤) آن كوشك بيست گز بود و
بلندی ( ٥ ) آن دوازده گز و این مجموع از چوب (٦) تراشیده اما چنان مطلا کرده اند
که کسی تصور کند که آن تمام از طلا ساخته اند ، و سردابه زیر آن ساخته و میل ( ٧ )
آهنین از زیر تا با لا تعبیه کرده و سر آن میل در زیر بر سر کرسی آهن نهاده و يك سر
دیگر بر سقف خانه که آن کوشك در آنجا است محکم کرده چنانکه در آن سردا به باشد ك
حرکتی این كوشك بدين عظمت در چرخ می آید ، و مجموع درود گران و آهنگران و نقاشان
عالم می باید که تفرج آن کنند و از انجا تعلیم صنعت گیر ند ، و ازین یا مهای گذشتند و شهر
هائی که می رسیدند صوبها به (۸) ایلچیان و نوکران میدادند ، چندانك بخان بالق نزديكتر
می شدند تکلفات زیاده می شد ، و رختها و چار پایان ایلچیان ونو کران که بگذاشته درین قمجو
سپردند که در وقت مراجعت باز تمام و کمال بایشان سپردند و آنچه از برای پیشکش پاد شاه
آورده بودند از ایلچیان بستاندند (۹) و خود غم خواری آن می کردند ، همچنین هر وز پیامی
(۱) اصل : سکابی ، تصحیح از روی مطلع ، این شکمانی محرف سکیامنی ست (۲) کتاره های
چوبی یا آهنی (۳) بمعنی بالشت (٤) اصل : در تصحیح از روی مطلع وحبیب السیر. (٥) مطلع
( نسخه کاتر میر ) : بلندی دوازده گز ، ( نسخه کرایست کالج ) : بلندی دوازده گز حبیب السیر
ارتفاعش دوازده گز ، یول ( در حاشیه اول کتاب خود ) می گوید عبارتی که به ابعاد این كوشك
تعلق دارد ( یعنی دویست گز و دو ازده ده گز ) محرف ونا قابل فهم است (٦) اصل جواب تصحیح
از روی مطلع (٧) اصل : سیل ، (۸) اصل : که ( ۹ ) در مطلع السعدین افزوده است مگر شیری
که میرزا بایسنغر فرستاده بود و پهلو ان صلاح الدین شیربان خود بدرگاه پادشاه رسانید ،
١٢٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
