Machine transcription
( صفحه ٣٥ ) سخندان فارس ( سال ششم )
کرد و گرفت لیکن خسته شد و جا بجا نشست این حرکت او بیشتر پسند والی آمد و بر عزت و احترام او افزود و چون بحضرت سلطان رفت او را نیز با خود برد. فرخی بدربار سلطان محمود منزلتی یافت که نامش با عنصری ردیف گردید.
سبک او در شعر مانند سبک سائر شعرای سلطان است. دیوانی هم در برابر دیوان عنصری دارد. گرچه کلام فرخی بی الفاظ و اشارات عربی نیست لیکن بسبب پرورش بصحرای سیستان اصالت زبان و اقتدارش در سخن باقی است. در ٤٢٩ وفات کرد.
سلطان محمود قصری بدامان کوه در شهر غزنین بنا کرد و در مقابل آن باغی طرح ریخت و از سر چشمه بلندی نهری دران کشید. فرخی در تعریف باغ مذکور قصیده ذیل را سروده سبک کلام او ازان معلوم میشود.
بفرخنده فال و بفرخنده اختر بنا باغ می خواست شاه مظفر
بباغی درختان او عود و صندل بباغی ریاحین او بستر
بباغی چو پیوستن مهر محرم بباغی چو رخسارۀ دوست دلبر
بباغی در اوسایۀ شاخ طوبی بباغی در او چشمۀ آب کوثر
بهشت اندر و بازیابی به نیسان بهار اندر و بازیابی به آذر
زسرو بریده چو زلف بریده زشکل مدور چو چرخ مدور
در او مسکن ماه رویان مجلس دراو خانۀ شیرگیران لشکر
کجا جای بزم است گلهای بیحد کجا جای صید است مرغان بیس
روان گردبرگرد رها درختان تدروان آموخته ماده و نر
یکی کاخ شاهانه اندر میانش سر کنگره برکنارد و پیکر
بکاخ اندرون صفه های مصفی در صفه ها ساخته سوی منظر
یکی همچو دیبای چینی منقش یکی همچو ارژنگ مانی مصور
نگاریده در چند جای مصور نقشه شرقی را اندر ان کاخ پیکر
يك جای در صید و در دست ژوبین يك جای در بزم و در دست ساغر
از ان کاخ فرخ چو اندر گذشتی یکی رود آب اندرو همچو شکر
برفتن ز تیزی چو فرمان سلطان بخوردن ز خوبی چو عیش توانگر
٢٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
