Machine transcription
( صفحه ۲۲ )
کابل
(شماره اول ودوم )
بهاریه
می صافی بیار ای بت که صافی است
جهان از ماه تا آنجا که ماهی است
چو از کاخ آمدی بیرون به صحرا
کجا چشم افکنی دیبای رومی است
گویند صبر کن که ترا صبر بر دهد
آری دهد ولیك به عمر دگر دهد
من عمر خویشتن بصبوری گذاشتم
عمر دگر بباید تا صبر بر دهد
من اینجا دیر ماندم خوار گشتم
عزیز از ماندن دائم شود خوار
چو آب اندر شمر بسیار ماند
شود طعمش بد از آرام بسیار
در سخاوت ممدوح
تو آن ابری که تا ساید شب و روز
ز باریدن چنان چون از کمان تیر
نباری در کف دلخواه جز زر
چنان چون بر سر بدخواه جز پیر (۱)
فردوسی : ابوالقاسم ابن اسحاق از ناموران طبقهٔ اول است . اسحاق دهقان
و در چهارباغ حاکم طوس باغبان بوده و فردوسی در آنجا تولد و نشو و نما یافته .
گرچه حیات دهاتی او را تکلیفی بشاعری ننمود لکن شعر جوهر فطری او بوده
و ازینجهت از عهد صبی بسرودن اشعار آغاز نموده و در کنار انهار نشسته هر چه
از دل بر زبانش میگذشت بکاغذ می نوشت خورشهای دهقانی و آبهای خنك
چشمه سار چنانکه جسمش را تنومند نمود همچنان قوه عقلش برافزود تا پهلوان
معرکه سخن گردید . در صحرا های فراخ گاه از تماشای صبح و روشنی شام و شفق
طبعش انبساط می یافت و گاه از آوازه خوانی مرغان خوش الحان حظ میبرد .
فطرتش بالسانيت محض سرشته و از صحبت امر او تکلفاتی رسمی و خود نمائی
بر کنار و دامان صحرا ورزشگاه نیروی طبع او گردید . اشعار دیگران با کلام او
مناسبتی ندارد چه کلام او زیر بار اصلاح علمی و تکلفاتی صنعی نرفت .
۱ - پیر : صاعقه .
۲۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
