BrowseKābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 2472

Page 2472

Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 2472 of Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

شماره ( دوازدهم ) سال دوم مجلة كابل (٥٦) شعرای معاصر : سنائی غزنوی ، سوزنی سمرقندی ، ادیب صابر رشید وطواط ، فتوحی مروزی محمود ابن علی سمائی ، عمعق بخارائی و غیره بوده است . وفات : دولت شاه سمرقندی وفات او را در سنه ٥٤٧ در بلخ و مقبره او را در جوار مزار احمد خضرویه مینویسد و صاحب مجمع الفصحا وفات او را در سنه ٥٧٥ نوشته و امین احمد رازی وفاتش را در سنه ٥٨٣ دانسته است . دیوان انوری تا حال چندین بار بطبع رسیده و اخیراً پروفیسر وان تن کوسکی شرح حال انوری و ترجمه قصائد و ما ثر ابیات او را با خصوصیات این شاعر در سنت ستر برگ نگاشته و بطبع رسانیده است . بقية حاشية صفحة ٥٥ علی الصباح قصد دربار سلطان کرد و قصیده را گذرا نید . سلطان بغایت سخن شناس بود از طرز کلامش دانست که دانشمندانه و متین است بغایت مستحسن داشت و از وی پرسید که ذوق ملازمت داری یا بجهت طمع آمدی ؟ انوری زمین خدمت بوسید و گفت : - شرف تقرب باستان سلطانی را سر مایه افتخار خود میدانم ، سلطان به مشاهره و خلعت وا دارش فرمود و روز بروز بر تقرب او بحضور خود بیفزود ولی خوند میرهم وی مؤلف حبیب السیر تقرب او را بدربار سنجر چنین مرقوم کرده است . مشهور است که قوة حافظة معزی بمرتبه بود که قصیده را که یکبار می شنود یاد میگرفت و پسری داشت که هر شعری دوبار استماع مینمود از بر میکرد غلامش چون سه کرت می شنید حفظ مینمود ، بنابران هر شاعری که نزد سلطان سنجر قصیده میگذرانید چون اشعار را بتمام میخواند اگر مطبوع می بود معزی میگفت این قصیده را من گفته ام و یاد دارم و از مطلع تا مقطع میخواند آنگاه بزبان میراند که پسر من نیز یاد دارد و او را نیز اشاره میکرد تا قصیده را میخواند ، آنگاه بر زبان میراند که غلام من نیز این ابیات را از بر دارد و غلام را نیز میگفت تا اشعار را میخواند ، بنابران شعرای زمان در بحر حیرت افتاده نمیدانستند که بچه طریقه شعری بسلطان سنجر عرض کنند که او را باور آید که آن نظم نتیجه طبع معزی نیست و انوری همت بر حل این عقده گماشته و بدبیر صائب گرده جامه های کهنه در بر افگنده و سر پیچی غریب بر سر بسته بصورت مجانین نزد معزی رفت و گفت : مرد شاعرم و در مدح سلطان سنجر بیتی چند گفته ام توقع آنکه شعر مرا گذرانیده جهت من صله گران مند بستانید معزی گفت آنچه گفته بخوان انوری بر زبان آورد ، زهی شاه و زهی شاه و زهی شاه - زهی میر و زهی میر و زهی میر ، معزی گفت اگر مصرع اخیر را چنان خوانی که زهی ماه و زهی ماه و زهی ماه ، تا این بیت مطلع شود بهتر است ، انوری گفت ظاهراً تو این را ندانسته که شاه را میری ضرورت است بقیه اش بحاشیه صفحة ٥٧ ١١٩٤

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 2472. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/2472 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/2472
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record