Machine transcription
شمارة ( دوازدهم ) سال دوم
عرض حال
( ۲۷ )
عرض حال
شائق کابلی
کيم من مشت خاك نا توانی عجز بنيادي
محبت مشربی الفت سرشتی محنت ايجادي
مپرس از سر گذشتم کز عدم تا عالم هستی
ندیدم غير غم چيزي ندارم جز محن يادي
نه کامش حاصل از دنيا نه حاضر توشة عقبي
به غفلت عمر قيمتدار خود را داده بربادی
نه خدمت در وطن کرده نه کار انجمن کرده
نه سیر این چمن کرده بیاد شاخ شمشادي
نه مجنون رخ ليلا نه گشته وامق عذرا
نگفته حرف شيريني نكرده كاري فرهادي
نه زهد از مسلكم پيدا نه رند و شوخ بی پروا
نه سنگ شيشة دلها نه از کس چشم امدادي
نه با زاهد سرو کارم نه فاسق را خریدارم
نه پابند رسوم خلق ونی چون سرو آزادي
قلم از ناله در دست و مداد از داغهای دل
بر وي صفحة بستر نویسم داد و بيدادي
به این عنوان شناسید ایعزیزان شائق خود را
شهيد بيديت از ياء قاتل رفته نا شادی
( افسانة نيك )
عمر تو اگر فزون شود از پانصد
باری چو فسانه میشوی ای بخرد
افسانه شوی عاقبت از روی خرد
افسانه نيك شو نه افسانه بد
( بابا افضل کوهی )
١١٦٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
