Machine transcription
شماره (یاز دهم) سال دوم روحیات انسان وحشی (87)
به ایشان گرویده میگردند ولی در انصورت آنها را ساحر میدانند و هرچند برای شان تفصیل داده شود، باور نکرده عموم خارجی ها را ارواح شیطانی یا ساحر میگویند. وحشی ها عادات غریبی دارند: در ازای هر خدمتی که از طرف خارجیها برایشان بعمل بیاید، خود را مکلف به دادن کدام پاداش نمی بینند. مثلا يك نفر داکتر بازحمت زياد يك نفر وحشی را معالجه میکند، بعد از صحت یابی چون از او در خواست حق الزحمه مینماید، وحشی در جوابش میگوید: من چطور چیزی بشما داده میتوانم، شما قدرت خارق العاده دارید و از هر چیز بی نیاز میباشید، بعد ازین شما برای من طرف استمداد خواهید بود و در هر موقع از شما طلب هر نوع معاونت خواهیم نمود.
مدعای او از گفتن این سخن اینست که چون خارجیهارا که دارای قابلیت های بزرگ مثلا داکتری و غیره میباشند، مخدوم خود میداند بخیالش می آید که خارجی حامی او بوده هر وقت باید به او كمك كند و انعام بدهد.
(اساس حیات وحشی ها به تجربه است)
وحشی ها هر چیز را تجربه میکنند و هیچ گاه بچیز های غیر عادی علاقه ندارند بلکه فقط همان اشیائی را استعمال مینمایند که بارها در باب خواص و صفات آنها تجربه نموده و یقین شان بقسم موروثی حاصل باشد.
مثلا غذا هائی را که صرف مینمایند عموما معلوم و عبارت از دو سه قسم میوه جنگلی و گوشت بعض اقسام حیوانات است و به باقی مأکولات مطبوع که پیشتر خوبی و قابلیت اکل آن را تجربه ننموده وارثاً از صفات و فوائد آن اطلاع نداشته باشند، قطعاً نمیخورند. يك نفر از سیاحین معروف قصه میکند که در جزیره (گینه جدید) يك وحشی از قبیلهٔ پا پوها روزی اتفاقاً به درخت جوزهندي (ناریال) برخورده يك دانه میوه آنرا پیدا کرد ولی پس از شکستن در خوردن آن مردد شده پس از قدري تفکر کمي از آنرا به سگ هاي خویش داد و چون درك کرد که ذائقه آن خوب است، آنگاه دیگر نفري قبیله را صدازده
١١٢٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
