Machine transcription
شماره ( دهم ) سال دوم بهار وطن ( 45 )
بهار وطن
اثرطبع جناب مستغنی
وگریز بمدح
اعلیحضرت هما یونی محمد نادرشاه غازی
باز آید نوبهاران فصل دی جوید کنار
رعد خندد قاه قاه و ابر گرید زار زار
آتش گل باز افرو زد دم باد صبا
میشود دامان گلبن باز دست آویز خار
باز از رنگینی مشاطه کاریهای طبع
سرخ گردد چهرة گل سبز گردد شا خسار
باز گیرد لاله چون سودا ئیان دامان دشت
وا نکهن داغ جنونش تازه گردد آشکار
باز بینی از نسیمی همچو مستان گاه وجد
شاخ دست افشان رقص و کف زنان گردد چنار
باز آرد در تن چو جان نو آب روان
باز بینی سرو بیحاصل که دل آرد بیار
باز گردد بید مجنون از غم بیحاصلی
باز سودا خشك سازد مغز مرد هوشیار
باز سازد شاهد گلبن کمان شاخ گل
غنچه پیکان نگہت گل را خدنگ دلشکار
باز گردد چشم نرگس نیمباز از خواب ناز
باز گردد طرة طرار سنبل تاب دار
باز پوشد سرخ گل در بر قبای لعل فام
باز سازد جعفری دا مان گلشن زرنگار
باز آید بیستون را خون فرها دی بجوش
باز گردد پر ز خون لاله تیغ کوهسار
با ز گردد لا له را یاد كسی داغ جگر
باز گردد نرگس از جام تهی سر پر خمار
شاهد گل باز افروزد عذار آتشین
نوعروس شاخ باز از غنچه بندد گوشوار
زلف سنبل باز کرده دام راه مرغ دل
رنگ گل دیگر زند آتش بنیاد چنار
ا بر گرید باز در یاد کسی چون چشم من
برق خندد باز براحوال من چون لعل یار
باز بینی چهرة سوری چنان افروخته
راست کز تاثیر جام می گل روی نگار
باز خواند مدح خوبر،ای گل را عند لیب
همچنان باصد زبان راند ثنای او هزار
باز همچون پار گردد ابر میراب چمن
تانماید بار دیگر نخل حاصل برگ و بار
981
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
