Machine transcription
(١٠) مجلۀ کابل شمارۀ (دهم) سال دوم
«حیویت» از لغاتیستکه باندازۀ معنی خود شیرینی هم دارد زیرا برای دلالت کردن از اندازۀ حیات در جسم استعمال میشود ، آدمی یعنی زبون هی عضو او که حرکت کند گوئی محتاج مدد است حتی در حرف زدن گوئی برای شور دادن دهن محتاج كمك باشد ، دیگری باشد عکس آن در هر چیز بیدار حتی بیدار میسازد و میشود که این دو حالت بصحت و مرض علاقه نداشته باشد یعنی شاید آن اول سلیم تر از تو و این دوم مریضتر باشد ، علتش نیست غیر ازینکه حیات درین دوم بیشتر از اولت ، واینست مراد از حیویت .
شخصیت
از جنبه فیزیولوجی
شخصیت چیست ؟:
مسئلۀ شخصیت در نزد علما از معماهای مختلف فیه مانده است زیرا فهمیدن آن مربوط بفهمیدن نفس یا ذات میباشد ، که هنوز پیشروی علم مستور مانده است ، مثلا ولیم جیمس که از طرفداران استقلال ذات یا روح اند در تعریف شخصیت موضوعرا بطرف روانی شعور برده میگوید همه یا مجموع تجربه های انسان که در مرحله روانی شعور خودش اثنای حیات میگیرد یکی شده احساسیرا که « انا » و یا ذانیت گویند پیدا میشود (Selfhood) که فلاسفۀ امروزی مانند میرنکتون ، برنکل ، باتیسون ، برادلی ، که حقیقت ذات یعنی وجود و استقلال انرا قایل هستند ، و در بحثهای خیلی مطولی این استقلال را ثابت میکنند و بفرقه های که هر کدام طرفدارانی دارد منقسم میشوند ، ( این درباب تعریف شخصیت من حيث حقیقت یا ماهیت آن بود )
ولی از حیث یا جنبه اجتماعی ، علامۀ لوران ، شخصیترا عبارت از صفات فردیت انسان میشناساند ، یعنی اصلیۀ مخصوص هر فرد (Origynality) كه از دیگرانش بشناساند ، پس از قرار این تعبیر گویا شخصیت تو عبارت از همان صفات توستکه از دیگرانت بشناساند ، و صاحب شخصیت گفته شده ، نمیتوانی تا زمانیکه اسلوب وسبك خاص بخود نداشته باشی ، بعبارت دیگر اگر ادیب بودی مقصد نه اینستکه بنویسی یا بخوا نی و اظهار رای یا تنقید کنی بلکه عمده در اینستکه طرز تفكير و يا رنك واسلوب مخصوصى بخود داشته باشی که از دیگرانت بشناساند ، و این مراد از شخصیت تو خواهد بود ، همچنین اگر
٢٤٦
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
