Machine transcription
شماره ( نهم ) سال دوم مجله کابل ( 68 )
«نمونه کلام»
( سرود چشم )
بیا ! آنجا روی سبزۀ باطراوت جایت تیار است . بیا ؛ بیا و سرت را روی زانویم بگذار سوی من نگاه کن و خاموش باش . سرودی را که خوشداری من برایت میخوانم . همچنانکه در موقع فرار شب و طلوع روز افق نیمرنگ میباشد، چشمان دلفریب ترا در حالیکه نیمه خواب و نیمه باز باشند، تماشا میکنم...
درین حال بمن بگو: « دوست عزیز وفادارم ، من میخواهم خداحافظ !» من جواب میدهم: «محبوبۀ قشنگم خداحافظت بخواب، زیرا فرشتگان حامی تو هم که مثل خودت رو به آسمان میخوابند، در خواب رفته اند»
و چون تنفس ملائم منظم تو، تارهای وجودم را متأثر و لرزان ساخت پیشانی صاف و چشمان زیبایت را میبوسم و میبوسم...
من نگاه مکن چشمانت را به بند و پٹ کن که خونم را محترق نمودهاند، نگاهای تو شرارۀ آتشخیز است... در اعصابم مثل جریان برق سرایت کرده تار و پود وجودم را میسوزاند...
بیا بیا میخواهم زنده و بیدار با دستهای خود مژگانت را بهم آرم و چشمانت را بسته کنم یا با وجود ممانعت و مساعی مخالفت کارانۀ تو، موهای سیاه براقت را مثل معجری روی چشمانت به بندم... زیرا قوۀ نافذۀ مقناطیسی آنها قلبم را آب میکند.... انتها .
1903
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
