Machine transcription
( ٣٣ )
شماره ( نهم ) سال دوم برف
لب بسته فرو زناله انهار يخ بسته زغصه قلب تالاب
از چادر برف رخ بپوشید برك كل و سبزه های شاداب
زنجير زيخ كشيد نادي
شد قيد تن طبيعت از دی
كافور طبيعت ترا برف باشد بحجان مثال سردي
كرم است چو آرزوی مردم زين وضع خنك چرا نگردی
آتش برخ تو ای زمستان
سوزی بعتاب مهر تابان
برف
از طبع جناب قاری عبدالله خان
بیا که برف کنون نقره فام میبارد هوای روشن او سیم خام میبارد
برای تشنه لبی های کشت تیر مهی هوای برف چه خوش جام جام میبارد
صبا بگوی بدهقان کارگر از ما بیا که برف کنون خوش بکام میبارد
مگوی برف با طفال سبزه بی مهر است ببین چه گو نه بمیل تمام میبارد
زمين کابل ما نقره کار تنها نیست که ابر دامنه دار است و عام میبارد
پی تدارك خشكي جدی تر برفی گرفته پی به پی و صبح و شام میبارد
قياس نظم جهان میتوان ز برف گرفت که دانه دانه او بانظام میبارد
بهر طرف نگری برگ نسترن ریزد اگر بروی زمین ورببام میبارد
گرفته است در و دشت را بشوشة سيم هوای برف نکوئی بنام میبارد
دگر به ثروت كوهسار ما بیفزايد بدامنش اگر این سیم خام میبارد
سفید میزند از دور قله های بلند به کوهسار وطن بسکه عام میبارد
هنوز حرف زمستان مگر سفید نشد که برف باز بطور دوام میبارد
٨٦٨
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
