Machine transcription
شماره ( نهم ) سال دوم مجله کابل ( ۲۲ )
چشمة حیوان گرش چون خضر بخشد زندگی دل همان لب تشنه چاه زنخدان بوده است
ریخت دامن دامن ازوی گوهر سیراب اشك چشمة چشم ترم دریای عمان بوده است
موج اشکم در غمش پهلو بدریا میزند در بر هر قطره این بحر طوفان بوده است
الحذر ای خلق سر زد اشکم از تنور دل بیم طوفان دگر زین خانه ویران بوده است
نرگس مستت بدستش داده جام بیخردی یا ز عکس عارضت آئینه حیران بوده است
شمع خوانم ماه دانم عارضش یا آفتاب در خور این ماه نيك اختر چه عنوان بوده است
گر بدور چشم مستت باده ارزان شد رو است پیش مستان ساغر می دستگردان بوده است
چون کنم ای نا مسلمان خال هندوي توام غارت دل آفت دین خصم ایمان بوده است
در چمن بستیم عهد ناله ما و عندلیب زانکه گل همرنگ با آن سست پیمان بوده است
باغبان گر راست پرسی چون نهال قامتش سرو موزونی کجا در طرف بستان بوده است
تا کرا درد دل پر خون توان گفت ای حنا خون ما پا مال بیداد نکویان بوده است
بوده هر فردی سر افراز از نشان دیگری عرت دیوانه از چاك گریبان بوده است
هر نهالی را طراوت از بهار دیگر است آبیار کشت مجنون سنگباران بوده است
تا سحر پروانه دل میطپد اندر برم امشب اراشك شرر خیزم چراغان بوده است
نور چشم و تاج سر روح و روان مملکت این زمان بی شبهه شاهنشاه افغان بوده است
نادر دوران امیر بی نظیر داد گر آنکه از تدبیر او دشمن هراسان بوده است
ملك و دولت گر منور شد ز رایش دور نیست شرق را امروز این خورشید تابان بوده است
نی دماغ شعر و نی طبع روان نی عزم جزم دل غمین خاطر حزین طبعم پریشان بوده است
داخل بزم سخن گشتم پس از ترك سخن عذرم ار مقبول یاران سخندان بوده است
فکر شعر نغز اگر گاهی کند باور مکن آنکه روزان و شبان در فکر جانان بوده است
عاشق از بهر چه میگرید چه میپرسی زمن گریه او را سبب آن لعل خندان بوده است
٨٥٧
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
