Machine transcription
صفحه (١٥) سال اول ـ مجله كابل شماره (٤)
دوام كرده مگر وقتيكه طبع رمنده از علائق اين شاعر آزاد را مى بينيم گمان ميكنيم
آنقدرها طول مدت نداشت و بسيار بزودى ازين بند رهايى جسته باشد چنانكه
گرفتار عائله بسيار هم نگرديده و پسر بزرگ نداشته در چار عنصر مى نويسد :-
شبى كه عقد تزويج گوهر آراى رشته اتفاق ميگرديد ... بمكاشفه ... رسيد كه گل
كردن آثار اين كيفيت مقتضى مصلحتى است خاطر از وسوسه انتظار تناسل و توالد
بايد پرداخت .» آرى ميرزا را هميشه در صحبت بزرگان عهد مى يابيم گاه از حضور
شيخ كمال شاه فاضل شاه قاسم استفاده صحبت ميكند گاه با شاه كابلى دو بدو و
دست بدست بگوشه تنها اخذ معارف مى نمايد وقتى در بنارس از خدمت شاه ملوك
ابياتى مى شنود . خزانه عامره مى نويسد :- ميرزا در آغاز شباب بنوكرى
شاهزاده محمد اعظم خلف خلد مكان ( عالمگير ) روزگار ميگذرانيد و منصبى
داشت يكى از آشنايان تعريف سخن سنجى ميرزا بسمع شاهزاده رسانيد شاهزاده
فرمود قصيده در مدح ما پردازد تا در خور استعداد قدردانى بعمل آيد . چون
حرف شاهزاده بميرزا رسيد سرانكار باز زد . . . . . . و هما نساعت علاقه
نوكرى را قطع كرد . در كليات ميرزا قصيده بيست و هفت بيت بى تشبيب در مدح
شاهزاده محمد اعظم موجود است شايد در همان اوقات قصيده مذكور را بتكليف
او سروده باشد . بيتى كه دران نام ممدوح را تصريح كرده اين است :-
وارث صاحبقران سلطان محمد اعظم آن كز گل مدحش زبان دارد چمن در آستين
قصيده مختصرى در مدح اورنگ زيب هم دارد و در تشبيب آن از چراغانى وصف
كرده شايد در كدام جشن سروده است . در سنه ١٣٣٣ نواب آصفجاه از دكن
نامه بميرزا نوشت وتكليف حضور فرمود . مرزا در جواب بيت ذيل را
نوشت و عذر خواست :-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
