Machine transcription
شمارۀ (هشتم) سال دوم فتح کابل (۲۱)
او مصر بود و شهری بر قبول این سخن گشت تکرار اینچنین رد و قبول از هر کنار
قوم میگفتند ای جانها نثار مقدمت کردۀ صد بار بهر قوم و ملت جان نثار
ای ز تدبیر تو کار این ولایت مستقیم ساز از رأی متینت این حکومت استوار
چار ناچارش قبولا نید قوم این مدعا بس که بر وی عرض کردند از تضرع باریار
تاج را کردند زان فرق مبارك سرفراز تخت را کردند از فیض قد ومش پایدار
باد بر این مملکت تا عمر باقی بر دوام باد بر تخت شهی تا زندگانی بر قرار
نادر است امروز در روی زمین در رزم و بزم نادر غازی شه افغان امیر تاجدار
تا نگردد رنجه از طول بیانم مستمع بر دعا خواهم نمود اکنون سخن را اختصار
تا که در نوع بنی آدم زبان ها مختلف تا عجم را روز و شب گوید عرب لیل و نهار
سرو تا در بوستان باشد مثل در راستی شهره بیحاصلی تا در چمن بید و چنار
تا شمارند از صنائع اهل صنعت لف و نشر تا بهم پیوسته دارد ربط الفت پود و تار
تا مثلث اولین شکل از خطوط مستقیم تا محاسب بیش داند رتبه پنج از چهار
افضل اشکال تا گویند شکل دائره تا که مرکز را محیط اندر وسط بخشد قرار
باد نادر شاه غازي يا رب اندر سلطنت کام بخش و کام جوی و کام گیرو کا مگار
سالها باید درین ملك و وطن ازوی نشان قرنها ماند بدوران نام نیکش بر قرار
سکه اش را جاودان خواهم بروی سیم و زر تا مدام از سکه باشد سیم و زر را اعتبار
فرد باد اندر شهان چون آفتاب اندر نجوم تا بعالم فرد باشد او رعیت شهر یار
باد هر کارش چو نام خویش نادر در جهان تا بماند کارهای نادر از وی در دیار
خصم بد فرجام او بیند مدام از نوش نیش تا مضرت کم کند با نوش دارو نیش مار
چون انارش خصم دل پر خون و چون به زرد روی تا بود مشهور در کابل انار قندهار
با خرد گفتم که ای نوع بشر را مستغاث ای بهر کار جهان اهل جهان را مستشار
ای زهر کار جهان آگاه از تاریخ فتح گر خبر داری بگوی و ور اثر داری بیار
سوی این معنی اشارت کن که گردم مستفیض ما جهولان را چه میخیزد ز عقل مستعار
۷۵۰
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
