Machine transcription
هو
رایز محفوز
پیشه ور از کوشش خود در هنر شهر شود
گرزند در خاک دست خویشتن برزگر میشود
کیمیا و سعت رزق است تدبیر معاش
هر که این تدبیر داند کیمیا گر میشود
گر صفای وقت خواهی انزوا جایزه نیست
آب چون استاده شد مکش مکدر میشود
گر سلامت آرزو داری باتنا هیج گفت و گو
کشتی از موج خطر امرین لنگر میشود
گرچه پہنا جهانی طوفان آماج وبس
بر کنار آسوده زین طوفان شناور میشود
زیور آدمگری است ای برادران نیست
پوشش ما خطی از اختلاط تار میر شود
مایه جمعیت قوم است تالیف وفاق
چون شد شیرازه بند اوراق دفتر میشود
در پناه جمع بگریز از بلای روزگار
کز حوادث بی تر هر شخص در سر میشود
دارد اندر قابلیت دخل تاثیر محیط
خون همین از ناف آهو مشک از فر میشود
تا رواج کار و بیکاریست در این انجمن
اهل شرق مفلس و مغرب توانگر میشود
هر که قاری بر ندار و دست از دامان جد
عاقبت کارش بخوبی سکندر میشود
دو شنبه ۳ شعبان و ۲۷ قوس تحریر شده تقدیم شد
از رشحات طبع وقاد شاعر شهیر وطن جناب قاری عبدالله خان
که آنرا بخط خود نوشته اند مجلۀ کابل محض یاد گار
خط و طبع شان آنرا زینکو گرافی نموده است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
