Machine transcription
( ٤٨ )
شماره ( هفتم ) سال دوم مجله کابل
زر سرخ داد ، وسلطان منجمان را تربیت کردی و در درستی قول بحدی بود که شاعری بود در مرو نام او عماره و او هرگز از مرو بیرون نیامده بود و اما شعری که گفتی خوب بود روزی رباعی گفت وبا میر محمود فرستاد بغزنین پیش غلامی از غلامان امیر و گفتی که چون سلطان را وقت خوش با شد ده و آن غلام فرصت نگاه میداشت تا وقتی بشراب خوردن نشست و بحث در رباعیها میرفت و هر کس رباعتی میخواندند آن غلام رباعی بدست سلطان داد و آن رباعی این است :
بنفشه داد مرا لعبت بنفشه قبای بنفشه بوي شد از بوی آن بنفشه سرای
بنفشه هست و نبید بنفشه بوي خوریم بیاد همت محمود شاه بار خدای
و گفتند شاعریست در مرو او را عماره میخوانند ، سلطان فرمود که براتی نویسید بعامل مرو تا از خزانه من دو هزار دینار بآن شاعر رسانند و اگر وفات کرده باشد بورثه او رسانند وزیر این حکایت فراموش کرد و اگر فراموش نکرد گفت سلطان فراموش کرده باشد غلامی که رباعی داده بود با وزیر گفت وزیر گفت تا از سلطان نپرسم باز ندهم روزی دیگر سلطان را یاد آمد و گفت وزیر را بخوا ندند از وزیر پرسید که آن برات که به آن شاعر کرده بودم دادی گفت توقف داشتم که دوش مست بودي سلطان بفرمود تا دو هزار دینار زر در اشترها بار کردند و چند کس همراه کردند و به عماره سپردند و وزیر را بتدارک آن کار آن سال پانصد دینار از مصادره فرمود و گفت تاشما بدانید که سخن من یکی باشد چه در مستی وچه در هشیاری .
( اقتباس از مجلۀ شرق فارس )
٦٧٧
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
