Machine transcription
( ٨٥ ) افغان در هندوستان شماره ( ششم ) سال دوم
جونپور پا به تخت شاهترا بشهزاده بار بك پسر خویش عنایت نمود ، و خودش در حالیکه طرح بزرگی در نظر داشت درسال ٨٩٤ هجری بقرب مقام بهاولی ( ازمضافات سیکت ) با دنیای فریبنده وداع نمود .
خلف بهلول نظام خان ملقب بسلطان سکندر همان نقشه پدر در پیش گرفت ، بغاوتهای ولایات را از قبیل بیانه و آگره فرو نشاند ، و تخمه سلاطین الشرق را از بیخ و بن برآورد ، و از تمام راجهای تحت الحمایه باج گرفت . سپس بفتح بلاد خارجه و اشاعه دیانت و مدنیت اسلامیه مشغول گردید ، و ازانجمله بود قلعه مند رایل ( مربوط به گوالیار ) و را جپوت نشین های گوالیار ، و قلعه او دیت نگر ، و قلعه نرور من ( از توابع مالوه ) که از سال ٩١٠ تاسال ٩١٤ مفتوح شدند ، و سکندر کنایس و معا بد اراضی مفتوحه را تخریب و مساجد اعمار و شعائر اسلامی را مروج و معمول ساخت . بعدها سکندر به آبادی مملکت و نشر معارف همت گماشت و او پایه تخت را از حصار سیری معروف به دهلی نو در شهر مشهور آگره نقل داد . سکندر فضلا و علما را بنواخت ، خط و زبان فارسی را میان هنودی که هنوز معمول نبود رواج داد ، مؤلفین در عهدا و وبنام او کتابها نوشتند که یکی ازان جمله فرهنگ معروف سکندری است ، سکندر خودش نیز شخص فاضلی بود ، ومورخین ازو به حدت فهم وصف کرده اند ، واو شعر همیگفت و در اشعار گلرخی تخلص میکرد . محمد قاسم مینویسد در عهد سکندر امرا وار کان دولت حتى سپاهیان او بكسب فضایل مشغول شدند . والحاصل این پاد شاه فاضل و مدبر که مورخین او را بدیع الجمال وعادل گفته اند در ذیقعده ٩٢٣ هجری رخت جانب آخرت کشید .
بعد از سکندر پسر بزرگت او ابراهیم که بصفات نیکو ، و دانشمندی متصف بود تاج سلطنت بسر گذاشت ، ولی ابراهیم عیبی که داشت بی اندازه متکبر و خود خواه بود . و همین عیب او بودکه بالآخره منجر بزوال خاندان او گردیده و مملکتی که تقریباً سه ونیم قرن در زیر سیادت افغان زندگی میکرد بدست مغل افتاد . اخلاق سلطان بهلول وسلطان سکندر روح مساوات در افغانها دمیده بود چنانیکه بهلول وسکندر با امرا و دانشمندان قوم مساو یا نه
٦١٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
