Machine transcription
شماره ( ششم ) سال دوم مجله کابل ( ٤٤ )
میفرستد اوکیست ؟ تو بمن تبسم میکنی و هرگز از مسرتم حصه نمیگیری تو بمن شکایت داری
و هرگز مرا دلداری نمیکنی .
امشب باز در نظرم مجسم گشتی شاید نوبت خرابی های تازه درین شب رسیده باشد .
همه امواج نسیم پی در پی از غرفه من شنیده می شود و من در ساحه خلوت روی بستر
افتاده محل دل آویزی را مینگرم .
ناگهان در تاریکی شب شکل ملایمی در گذشت و روی پرده سایه آن نمودار شد ،
سپس آن سایه آمد و بر روی بسترم بنشست آیا این رویا حقیقت ندارد ؟ آیا این تمثال
شخص من است که در آئینه بنظرم بر خورده .
ای منظره غم انگیز دل شکسته ای قیافه خیره سیاه پوش ! ای مرغ حزین و گذرنده
تو از من چه خواهش داری؟ آخر تو کیستی ؟ ای شبح جوانی من چیزی نتوانسته ترا از پا در آرد،
بمن بگو ، چیست که ترا بدون درنگ در سایه هائی که من آنجاها میگذرم نشسته مییابم ، آخر تو
کیستی ای پرستار انزو اجوی ای مهمانی که از آرام من زجرهای تلخ می چشی ! چه چیز
ترا وا دار بدنبال کردن من نموده آخر کیستی ، آخر کیستی ؟ و جز در روزهای ناله واشك
سیمای ترانه می بینم .
منظره یا ملکه شعر
من و تو زاده يك پدریم ، من نه ملك نگهبان و نه سرنوشت شوم انسانهایم ، آنچیزهائیکه
بمن دوست مینمایند ، نمیدانم که در این خاکدان فنا در این توقفگا ها قدمهائی او بکدام
طرف مایل است .
من نه . . . ونه شیطان ، وقتیکه تو مرا برا درت خواندی ، نامم را دانستی ، هر کجا
۲۷۳
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
