Machine transcription
شماره ( ششم ) سال دوم انتباه (٤١)
تا طرفدار نفوذ الیم ما
هر يكي خان و امير خودسريم
ما همي خوانيم قانون و نظام
بر ديار ما به تعداد و شمار
هر يكي باشيم خان خود سري
گر چنین باشد همیشه حال ما
جهل ما باشد كنون ضرب المثل
در جهالت گشته در دنيا علم
گرچنین خصلت بود باما مدام
این سخنها از برای عبرت است
هست حرف من ركيك و نيشدار
مینماید گرچه چون جنك و جدل
راست گفتن دايما مارا شعار
حرف من از درد و سوز دل است
نیستم من آدم خارج پرست
نيستم من محو كردار فرنگ
ملت من نیست در چشمم زبون
ليك مذموم است نزد من ثنا
مادحين ممدوح را احمق كند
قصه و افسانه احباب خوش
مقصد ما هست بیداری نه خواب
بی ره و بی كار بی حالیم ما
هر يكي دارای تیغ و خنجريم
مست و مخموريم بی ساقی و جام
بيش باشد از دومليون شهريار
خان بی تان و سری بی لشکری
وای صد افسوس بر احوال ما
در میان جمله اقوام و ملل
خوش بودصدبار زين هستی عدم
كار ما ختم است باق والسلام
بی زروی کین و بغض و نفرت است
همچو طاوسی بود در جلد مار
ظاهرش زهر است در باطن عسل
رو برو گویم همه آئينه وار
قلب من مايل باین آب و گل است
نزد من ملت نباشد خوار و پست
نیست در آئينه ام يك ذره زنگ
من بعشق خاك خود دارم جنون
شخص مداح است پر مکر و دغا
كار را بی نور و بی رونق كند
ميبرد اطفال را در خواب خوش
باتشدد کرده ام زین رو عتاب
٠٧٠٠
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
